

شنیدن و نگهداشتن این اپیزود
پخش را شروع کن؛ هنگام رفتن به صفحههای دیگر هم ادامه پیدا میکند.
برای خواندن و مرور دوباره
گفتوگو را به متن همراهت تبدیل کن
متن کامل و خوانای این اپیزود در Word و PDF، همراه با نقشهٔ تصویری موضوعات.
کتابخانه و بازخورد
برای شناخت بهتر پیش از شنیدن
این اپیزود هنوز بررسی عمیق نشده است
در اپیزودهای بررسیشده، پادگرد خلاصه، محورهای گفتگو، فصلهای قابل پخش و پرسشهای مهم را از متن اپیزود استخراج میکند.
تحلیل این اپیزودتکمیل این اپیزود
اگر مهمان یا اسپانسری جا افتاده، از فهرست موجود انتخاب کن یا نام تازهای پیشنهاد بده. پیشنهادها بعد از بررسی مدیر عمومی میشوند.
متن منتشرشده توسط پادکستر
توضیحات اپیزود
رُم در نگاه اول خودش رو به من یه چیزی شبیه خیابان پهلوی و چنارهای برافراشتهش و چهار راههای گَلُ و گُشادِش و ماشینهایِ سرگردونی که میون رفتن و موندن با عابرای پیاده چونه میزنن، نشون داد، اما با یه نگاهِ دقیقتر، تازه هنرِ دلبری کردنش رو به رُخم کشید، هنری که انگاری تو خون و رگ و پیاش جاری بود. یه شهر اصیل که برای عاشقِش شدنْ خیلی به دردسر نمیافتادی، کافی بود سر جات بایستی و یه چرخی بزنی دور خودت، رُم قشنگ دورت میگشت، تو رو توی بغلش فشار میداد و یهو دلت رو میبرد، کجا؟ خودتم نمیدونستی، یه جوری دو قبضه عاشقش میشدی. عاشق نوای حرف زدن آدماش که انگاری دارن واسهی هم آواز میخونن، عاشق کوچههای باریکش با سنگفرشای عتیقهش، عاشق خشت و گِلای قدیمیش که یاد وطن میندازنت، عاشق بوی نوناشون که مستت میکنن و عاشق بالکنای فسقلیِ غرق گلش. . . .
نظرها
هنوز نظری نوشته نشده.





