پادگرد
کاور عباس چیزی به خاطر نمی آورد
کتاب زخم های متبرک

عباس چیزی به خاطر نمی آورد

۱۰ مرداد ۱۴۰۲ · 12 دقیقه

شنیدن و نگه‌داشتن این اپیزود

پخش را شروع کن؛ هنگام رفتن به صفحه‌های دیگر هم ادامه پیدا می‌کند.

برای خواندن و مرور دوباره

گفت‌وگو را به متن همراهت تبدیل کن

متن کامل و خوانای این اپیزود در Word و PDF، همراه با نقشهٔ تصویری موضوعات.

دریافت متن کامل اپیزود

کتابخانه و بازخورد

برای شناخت بهتر پیش از شنیدن

این اپیزود هنوز بررسی عمیق نشده است

در اپیزودهای بررسی‌شده، پادگرد خلاصه، محورهای گفتگو، فصل‌های قابل پخش و پرسش‌های مهم را از متن اپیزود استخراج می‌کند.

تحلیل این اپیزود

تکمیل این اپیزود

اگر مهمان یا اسپانسری جا افتاده، از فهرست موجود انتخاب کن یا نام تازه‌ای پیشنهاد بده. پیشنهادها بعد از بررسی مدیر عمومی می‌شوند.

متن منتشرشده توسط پادکستر

توضیحات اپیزود

اگر به مغز شما هم 164 بار شوك الكتريكي وارد شود، مطمئن باشيد حافظه‌اي برايتان باقي نمي‌ماند. آنقدر كه حتي سال تولد خود را هم فراموش مي‌كنيد. تا چه رسد به اينكه سال به جبهه رفتن و نام عمليات‌هايي كه در آن شركت كرده‌اي را به خاطر بياوري. عباس‌قلي محب‌زندي اين‌گونه است. جانباز 50 درصدي اعصاب و روان شركت و گفت‌وگويي كه اكثر پرسش‌هايمان بدون جواب ماند. زيرا او چيزي به خاطر نمي‌آورد.....سكوت و بازهم سكوت. نمي‌دانم چشم‌هايش در شيارهاي موكتي كه فرش خانه است،‌ در جستجوي چيست؟ مي‌خواهد به ياد بياورد اما نمي‌تواند. كمي عصبي مي‌شود و به قلم و كاغذ من نگاه مي‌كند و مي‌گويد‌:‌ «تو چي داري مي‌نويسي،‌ جمع كن اينارو». و نگاهش چرخي بر روي شيشه‌هاي پنجره مي‌زند. مادر كه چند نارنگي داخل ظرفي گذاشته و به زحمت وارد مي‌شود با ايما و اشاره به ما مي‌فهماند كه مواظب باشيم و عصباني‌اش نكنيم.

نظرها

هنوز نظری نوشته نشده.