پادگرد
کاور اين درد به صدهزار درمان ندهم
کتاب زخم های متبرک

اين درد به صدهزار درمان ندهم

۲۳ مرداد ۱۴۰۲ · 16 دقیقه

شنیدن و نگه‌داشتن این اپیزود

پخش را شروع کن؛ هنگام رفتن به صفحه‌های دیگر هم ادامه پیدا می‌کند.

برای خواندن و مرور دوباره

گفت‌وگو را به متن همراهت تبدیل کن

متن کامل و خوانای این اپیزود در Word و PDF، همراه با نقشهٔ تصویری موضوعات.

دریافت متن کامل اپیزود

کتابخانه و بازخورد

برای شناخت بهتر پیش از شنیدن

این اپیزود هنوز بررسی عمیق نشده است

در اپیزودهای بررسی‌شده، پادگرد خلاصه، محورهای گفتگو، فصل‌های قابل پخش و پرسش‌های مهم را از متن اپیزود استخراج می‌کند.

تحلیل این اپیزود

تکمیل این اپیزود

اگر مهمان یا اسپانسری جا افتاده، از فهرست موجود انتخاب کن یا نام تازه‌ای پیشنهاد بده. پیشنهادها بعد از بررسی مدیر عمومی می‌شوند.

متن منتشرشده توسط پادکستر

توضیحات اپیزود

...و او از حادثه‌هايي برايمان سخن مي‌گويد كه از زاويه نگاه امروزي همه رنج است و مرارت و سختي، او از پيكرهاي مجروح و سرها و دست‌هاي بريده و بدن‌هاي تكه‌پاره شده‌‌اي مي‌گويد كه هرچه سرخي خون است را به یکباره به خاطر می آورد، او از كوره راه‌هاي سخت و صعب‌العبور كردستان مي‌گويد،‌ از گرداني كه وقتي از عمليات برمي‌گردد دسته‌اي بيش از آن باقي نمانده است، از زخم‌ها و تاول‌هاي گاز نامرد شيميايي مي‌گويد و در انتها لبخند مي‌زند، لبخند نه،‌ قهقه سرمي‌دهد و با حسرت مي‌گويد چه روزگار خوشي داشتيم. حاجي! كجاي اين قصه‌هاي واقعي و افسانه‌وار تو خوش است؟ مگر چشم‌هاي تو نبود كه ديدند چگونه تسبيح خوش‌رنگ ياران و هم‌سنگرانت پاره شد و هردانه‌اي به رنگ سرخ درآمد و برخاك افتاد؟‌ مگر گوش‌هاي تو ناله‌هاي جسم‌هاي به خاك افتاده را نشنيده است؟ مگر خس خس سينه خردلي را نمي‌شنوي؟ كجاي اين قضايا خوش بود؟ و او باز مي‌خندد بر درك ناقص من و مي‌گويد: "از دوست به يادگار دردي دارم كه اين درد به صدهزار درمان ندهم. "....

نظرها

هنوز نظری نوشته نشده.