پادگرد
کاور مجتبی هم پرکشید
کتاب زخم های متبرک

مجتبی هم پرکشید

۱۱ آذر ۱۴۰۲ · 9 دقیقه

شنیدن و نگه‌داشتن این اپیزود

پخش را شروع کن؛ هنگام رفتن به صفحه‌های دیگر هم ادامه پیدا می‌کند.

برای خواندن و مرور دوباره

گفت‌وگو را به متن همراهت تبدیل کن

متن کامل و خوانای این اپیزود در Word و PDF، همراه با نقشهٔ تصویری موضوعات.

دریافت متن کامل اپیزود

کتابخانه و بازخورد

برای شناخت بهتر پیش از شنیدن

این اپیزود هنوز بررسی عمیق نشده است

در اپیزودهای بررسی‌شده، پادگرد خلاصه، محورهای گفتگو، فصل‌های قابل پخش و پرسش‌های مهم را از متن اپیزود استخراج می‌کند.

تحلیل این اپیزود

تکمیل این اپیزود

اگر مهمان یا اسپانسری جا افتاده، از فهرست موجود انتخاب کن یا نام تازه‌ای پیشنهاد بده. پیشنهادها بعد از بررسی مدیر عمومی می‌شوند.

متن منتشرشده توسط پادکستر

توضیحات اپیزود

جنگ،‌ بمب شيميايي، گاز خردل، جانباز 35 درصد،‌ سرگيجه،‌ سردرد و غیرههمه اين كلمات براي لحظه‌اي جلوي چشمانم رژه مي‌روند كه فكرم را به خود مشغول كرده‌اند، تا چند دقيقه ديگر به مركز مخابرات شهيد نبوي مي‌رسيم و هنوز نمي‌دانم مصاحبه را چگونه آغاز كنم، قرار است به سراغ مجتبي پورحسيني برويم، مسوول واگذاري خطوط تلفن مركز شهيد نبوي،‌ مردي با 35 درصد جانبازي، غده‌اي در مخچه و تركشي در سر، شنيده بودم بعضي‌ وقت‌ها بدجوري حالش خراب مي‌شود، به طوري كه توانايي برداشتن حتي يك قدم را ندارد و سرگيجه شديد و حالت تهوع به او حمله‌ور مي‌شود، وقتي وارد مركز مي‌شويم، خودش به استقبالمان مي‌آيد، سرحال و با لبخندي بر لب، انگار مي‌فهمد در فكرم چه مي‌گذرد و مي‌گويد:‌ امروز حالم خوب است ولي هميشه اين‌طوري نيستم،‌ سردرد شديد،‌ سرگيجه

نظرها

هنوز نظری نوشته نشده.