

شنیدن و نگهداشتن این اپیزود
پخش را شروع کن؛ هنگام رفتن به صفحههای دیگر هم ادامه پیدا میکند.
برای خواندن و مرور دوباره
گفتوگو را به متن همراهت تبدیل کن
متن کامل و خوانای این اپیزود در Word و PDF، همراه با نقشهٔ تصویری موضوعات.
کتابخانه و بازخورد
برای شناخت بهتر پیش از شنیدن
این اپیزود هنوز بررسی عمیق نشده است
در اپیزودهای بررسیشده، پادگرد خلاصه، محورهای گفتگو، فصلهای قابل پخش و پرسشهای مهم را از متن اپیزود استخراج میکند.
تحلیل این اپیزودتکمیل این اپیزود
اگر مهمان یا اسپانسری جا افتاده، از فهرست موجود انتخاب کن یا نام تازهای پیشنهاد بده. پیشنهادها بعد از بررسی مدیر عمومی میشوند.
متن منتشرشده توسط پادکستر
توضیحات اپیزود
غروب شلمچه برای فرهادهایی که تیشه در دست آماده اند تا نور ماه بر گلستان میدان مین بتابد و مین های شیرین را برچینند، دلگیر نیست.شاید امشب مجنون از روی یال مین پرواز کند و لیلی آسمانی خود را نزدیک تر ببیند، براستی عقل حیران می ماند وقتی که تخریب چی دیروز جبهه ها از امنیت و آسایش در میدان مین سخن می گوید:" همین که از پشت خاکریز نیروهای خودی به میدان مین سرازیر می شدیم، احساس امنیت و آسودگی می کردیم، با وجود آنکه پای به خاک دشمن می گذاشتیم اما بیش از هر زمانی در کمال راحتی و آسودگی به خنثی سازی مین ها می پرداختیم." این سخن را محسن یزدیان جانباز 25 درصدی شرکت به ما می گوید، متولد سال 1346 است، پدرش نظامی است و به علت سرپیچی و تمرد از دستور فرمانده خود که از او خواسته بودند تا در حمله دژخمیانه رژیم به طلاب حوزه علمیه قم شرکت کند به بیرجند تبعید می شود.....
نظرها
هنوز نظری نوشته نشده.
