پادگرد
کاور تا چند زدست خویش فریاد کنم
کتاب زخم های متبرک

تا چند زدست خویش فریاد کنم

۱۸ دی ۱۴۰۲ · 15 دقیقه

شنیدن و نگه‌داشتن این اپیزود

پخش را شروع کن؛ هنگام رفتن به صفحه‌های دیگر هم ادامه پیدا می‌کند.

برای خواندن و مرور دوباره

گفت‌وگو را به متن همراهت تبدیل کن

متن کامل و خوانای این اپیزود در Word و PDF، همراه با نقشهٔ تصویری موضوعات.

دریافت متن کامل اپیزود

کتابخانه و بازخورد

برای شناخت بهتر پیش از شنیدن

این اپیزود هنوز بررسی عمیق نشده است

در اپیزودهای بررسی‌شده، پادگرد خلاصه، محورهای گفتگو، فصل‌های قابل پخش و پرسش‌های مهم را از متن اپیزود استخراج می‌کند.

تحلیل این اپیزود

تکمیل این اپیزود

اگر مهمان یا اسپانسری جا افتاده، از فهرست موجود انتخاب کن یا نام تازه‌ای پیشنهاد بده. پیشنهادها بعد از بررسی مدیر عمومی می‌شوند.

متن منتشرشده توسط پادکستر

توضیحات اپیزود

محمدجواد محبی مانند بسیاری دیگر از فرزندان جبهه می خواهد که پس از گذشت سال ها از آن دوران، همچنان زلال بمانند.برای همین تاکید می کند و می گوید:" دعا کنیم، دعا کنیم که ورشکسته نشویم، که ورشکستگی معنوی، آیینه جلا یافته و زلال دل را کدر می کند. جبهه تو با ما چه کردی؟" متولد سال 1346 در محله نظام آباد تهران است، پدر را در زمانی که هنوز چهار سال بیشتر ندارد از دست می دهد. او فرزند آخر خانواده ای هفت نفری است که مادر، بزرگشان می کند. اذان گو و مکبر مسجد سبحان است و در کوران حوادث انقلاب بعنوان پیک گروه های انقلابی وارد عمل می شود. " کلاس پنجم ابتدایی در مدرسه عارف بودم، به خاطر کم سن و سال و بودنم کسی شک نمی کرد و بعنوان پیک فعالیت می کردم، در جبهه نیز مدتی پیک بودم."

نظرها

هنوز نظری نوشته نشده.