پادگرد
کاور مردي كه از ثانيه‌هاي نخست جنگ تا انتها رزمنده بود
کتاب زخم های متبرک

مردي كه از ثانيه‌هاي نخست جنگ تا انتها رزمنده بود

۱۹ دی ۱۴۰۲ · 14 دقیقه

شنیدن و نگه‌داشتن این اپیزود

پخش را شروع کن؛ هنگام رفتن به صفحه‌های دیگر هم ادامه پیدا می‌کند.

برای خواندن و مرور دوباره

گفت‌وگو را به متن همراهت تبدیل کن

متن کامل و خوانای این اپیزود در Word و PDF، همراه با نقشهٔ تصویری موضوعات.

دریافت متن کامل اپیزود

کتابخانه و بازخورد

برای شناخت بهتر پیش از شنیدن

این اپیزود هنوز بررسی عمیق نشده است

در اپیزودهای بررسی‌شده، پادگرد خلاصه، محورهای گفتگو، فصل‌های قابل پخش و پرسش‌های مهم را از متن اپیزود استخراج می‌کند.

تحلیل این اپیزود

تکمیل این اپیزود

اگر مهمان یا اسپانسری جا افتاده، از فهرست موجود انتخاب کن یا نام تازه‌ای پیشنهاد بده. پیشنهادها بعد از بررسی مدیر عمومی می‌شوند.

متن منتشرشده توسط پادکستر

توضیحات اپیزود

منطقه كشاورزي سياه‌پوشان دزفول با طلوع خورشيد سي‌ويكم شهريورماه سال 1359 پدر و پسري را به خود مي‌بيند كه ابزار كشاورزي بر دوش به سوي مزرعه سيفي‌كاري شده در حركتند. محمدعلي 15 ساله، دوشادوش پدر كمك مي‌كند تا نان حلال خانواده را بر سر سفره ای بياورد كه خود فرزند ارشد آن است. نوجواني كه در كشاكش روزهاي انقلاب تحت تعاليم آيت‌ا... قاضي ، روحاني انقلابي دزفول بسيار بزرگ‌تر از سن و سالش حركت كرده و همچون نوجوانان ديروز مردانگي‌هاي بسياري آموخته و ديده است. آفتاب گرم دزفول مي‌تابد. دو ساعت از ظهر گذشته است كه ناگهان غرش هواپيماهاي عراقي بر آسمان شهر طنين‌انداز مي‌شود. بوته‌هاي مزرعه به تلاطم مي‌افتند و بمب‌ها زمين را شخم ديگري مي‌زنند. اعلام رسمي تجاوز رژيم بعث به خاك پاك ميهن اسلامي. و محمدعلي گلبو در كنار تمامي مردم شهر دزفول ذره‌اي از خانه و كوچه‌هاي شهر قدم پاپس نمي‌كشد،‌ در تمام سال‌هاي دفاع مقدس زندگي در اين شهر مقاوم ادامه مي‌يابد. عروس و دامادها به خانه بخت مي‌روند و در زيرزمين و پناهگاه‌هاي شهر نوزادان به دنيا مي‌آيند زير موشك و بمب . و زندگي همچنان جاريست..........

نظرها

هنوز نظری نوشته نشده.