پادگرد
کاور سخت بود که از کنار رفیق غرق به خونت بگذری
کتاب زخم های متبرک

سخت بود که از کنار رفیق غرق به خونت بگذری

۱ بهمن ۱۴۰۲ · 14 دقیقه

شنیدن و نگه‌داشتن این اپیزود

پخش را شروع کن؛ هنگام رفتن به صفحه‌های دیگر هم ادامه پیدا می‌کند.

برای خواندن و مرور دوباره

گفت‌وگو را به متن همراهت تبدیل کن

متن کامل و خوانای این اپیزود در Word و PDF، همراه با نقشهٔ تصویری موضوعات.

دریافت متن کامل اپیزود

کتابخانه و بازخورد

برای شناخت بهتر پیش از شنیدن

این اپیزود هنوز بررسی عمیق نشده است

در اپیزودهای بررسی‌شده، پادگرد خلاصه، محورهای گفتگو، فصل‌های قابل پخش و پرسش‌های مهم را از متن اپیزود استخراج می‌کند.

تحلیل این اپیزود

تکمیل این اپیزود

اگر مهمان یا اسپانسری جا افتاده، از فهرست موجود انتخاب کن یا نام تازه‌ای پیشنهاد بده. پیشنهادها بعد از بررسی مدیر عمومی می‌شوند.

متن منتشرشده توسط پادکستر

توضیحات اپیزود

نگو که جنگ تمام شد و جبهه ها فقط خاطره شده اند که هنوز هم جبهه ها پا برجا هستند و اینک این ما هستیم که باید دل بیاوریم در وسط معرکه هایی که بر پا شده اند بر گردمان. درس آموختگان مکتب عشق و ایثار، همان ها که هنوز بوی باروت و خاک و خون رفیقان در مشامشان است در جبهه های جدید همچنان درون سنگرها مانده اند و در جهادی دیگرند. "ولی جان بزرگی" یکی از آنهاست که در کنار همرزمان دیروز و همکاران فعلی خود بسیجی وار کار می کند و رونق بازار ایثار و اخلاص را از دشت ها و کوه های صعب العبور کردستان و فکه به عرصه های تلاش امروز می آورد.

نظرها

هنوز نظری نوشته نشده.