پادگرد
کاور زخم ها مرتب فرود می آمدند اما از شهادت خبری نبود
کتاب زخم های متبرک

زخم ها مرتب فرود می آمدند اما از شهادت خبری نبود

۲ بهمن ۱۴۰۲ · 8 دقیقه

شنیدن و نگه‌داشتن این اپیزود

پخش را شروع کن؛ هنگام رفتن به صفحه‌های دیگر هم ادامه پیدا می‌کند.

برای خواندن و مرور دوباره

گفت‌وگو را به متن همراهت تبدیل کن

متن کامل و خوانای این اپیزود در Word و PDF، همراه با نقشهٔ تصویری موضوعات.

دریافت متن کامل اپیزود

کتابخانه و بازخورد

برای شناخت بهتر پیش از شنیدن

این اپیزود هنوز بررسی عمیق نشده است

در اپیزودهای بررسی‌شده، پادگرد خلاصه، محورهای گفتگو، فصل‌های قابل پخش و پرسش‌های مهم را از متن اپیزود استخراج می‌کند.

تحلیل این اپیزود

تکمیل این اپیزود

اگر مهمان یا اسپانسری جا افتاده، از فهرست موجود انتخاب کن یا نام تازه‌ای پیشنهاد بده. پیشنهادها بعد از بررسی مدیر عمومی می‌شوند.

متن منتشرشده توسط پادکستر

توضیحات اپیزود

«اگر لطف خدا نبود، اگر دل‌های پاك نبود،‌ اگر اخلاص و باطن پاك رزمنده‌ها نبود،‌ خرمشهر آزاد نمی‌شد. خدا كمك كرد و نیروهای مخلص او به میدان آمدند و خرمشهر آزاد شد. به فرموده امام راحلمان (ره) خرمشهر را خدا آزاد كرد.» «علیرضا بدیعی‌فرد» با اعتقاد بالایی این سخنان را بر زبان جاری می‌كند. رزمنده دیروز و همكار مخابراتی امروز، متولد دزفول است. در یك خانواده مذهبی بزرگ می‌شود و 13 سال بیشتر ندارد كه هجوم نیروهای متجاوز به خاك پاك كشورمان آغاز می‌شود. بسیاری از خانواده‌ها به عقب برمی‌گردند ولی او در كنار پدر به دفاع از ناموس و كشورش می‌پردازد. «جنگ شروع شد و من نیز خودم را به سپاه دزفول معرفی كردم. همانجا آموزش‌های لازم را در خارج از شهر دزفول فرا گرفتم و در عملیات فتح‌المبین شركت كردم.»

نظرها

هنوز نظری نوشته نشده.