
اپ ۶۸ .قسمت۲ .جلدسوم کتاب مادران ودختران .ماه عسل شهربانو تیر ۱۴۰۰
۱ تیر ۱۴۰۰ · 59 دقیقه
شنیدن و نگهداشتن این اپیزود
پخش را شروع کن؛ هنگام رفتن به صفحههای دیگر هم ادامه پیدا میکند.
برای خواندن و مرور دوباره
گفتوگو را به متن همراهت تبدیل کن
متن کامل و خوانای این اپیزود در Word و PDF، همراه با نقشهٔ تصویری موضوعات.
کتابخانه و بازخورد
برای شناخت بهتر پیش از شنیدن
این اپیزود هنوز بررسی عمیق نشده است
در اپیزودهای بررسیشده، پادگرد خلاصه، محورهای گفتگو، فصلهای قابل پخش و پرسشهای مهم را از متن اپیزود استخراج میکند.
تحلیل این اپیزودتکمیل این اپیزود
اگر مهمان یا اسپانسری جا افتاده، از فهرست موجود انتخاب کن یا نام تازهای پیشنهاد بده. پیشنهادها بعد از بررسی مدیر عمومی میشوند.
متن منتشرشده توسط پادکستر
توضیحات اپیزود
📚📚 نقد از علی اوحدی 📚📚....."سه گانه"ی "مادران و دختران" (آخرین کار خانم امیرشاهی)، نیز بر اساس خاطرات خانوادگی (اشرافیت انتهای قاجار، تا پیش از انقلاب) نوشته شده، و روشن است که بسیاری از شخصیت ها حضور عینی داشته اند و نویسنده آنها را بصورتی زنده مشاهده و تجربه کرده است (هر جلد به چند تن از این مادران و دختران هدیه شده). زبان روایت ها از طنزی شیرین، ویژگی قلم مهاجم مهشید امیرشاهی (در اوج پختگی) برخوردار اند. با این همه، شخصیت ها، تخته بند نویسنده اند، و همه جا به فضاها و مکان های "خاطره" کشیده می شوند تا با نوستالژی های راوی "عکس یادگاری" بگیرند؛ با انبانی از توضیحات حاشیه ای در مورد سنت ها (عروسی و عزا و مهمانی و...) وصف وسایل تزئینی و لباس و رفتار و گفتار و شکل و شمایل، دکوراسیون خانه و اتاق و دفتر و باشگاه و قالی و تابلو و کمد و ظرف و ظروف، روابط کلفت و دده و نوکر و ارباب و رفت و آمد در اندرونی و بیرونی، با بیان تصنیف ها و ضرب المثل های قدیمی بر زبان شخصیت ها و "تیپ"ها (در برخی جاها با لهجه ی قزوینی شخصیت هایی نظیر هاشم آقا) و... وصف کلی تاریخ و جغرافیای سه چهار دهه ی اول این قرن شمال (آن زمان) و مرکز (فعلی) تهران و... شخصیت ها واداشته می شوند کنار تابلوها، خیابان ها، میادین، مجسمه ها، مغازه ها، کافه ها و گارسن ها و مغازه داران و... نوستالژی های نویسنده، بایستند و آنها را به سیاحانی از نسل تازه، معرفی کنند. "سه گانه" ی مادران و دختران، سه قصه ی کوتاه؛ "عروسی عباس آقا"، "دده قدم خیر" و "ماه عسل شهربانو" هستند که با وصف این "مخلفات"، و گریزهای دائمی به خیابان و کوچه ی "فرعی"، تا هزار صفحه "کش" آمده اند، و لاجرم نه داستان کوتاه مانده اند، و نه به رمان رسیده اند، بلکه جایی، نه میان این دو، گم و گور شده اند! یادداشت هایی که بیشتر به درد موزه ی مردم شناسی می خورد.
نظرها
هنوز نظری نوشته نشده.
