پادگرد
کاور اثر مرکب -7 - دارن هاردی
کتاب صوتی

اثر مرکب -7 - دارن هاردی

۱۶ شهریور ۱۴۰۲ · 4 دقیقه

شنیدن و نگه‌داشتن این اپیزود

پخش را شروع کن؛ هنگام رفتن به صفحه‌های دیگر هم ادامه پیدا می‌کند.

برای خواندن و مرور دوباره

گفت‌وگو را به متن همراهت تبدیل کن

متن کامل و خوانای این اپیزود در Word و PDF، همراه با نقشهٔ تصویری موضوعات.

دریافت متن کامل اپیزود

کتابخانه و بازخورد

برای شناخت بهتر پیش از شنیدن

این اپیزود هنوز بررسی عمیق نشده است

در اپیزودهای بررسی‌شده، پادگرد خلاصه، محورهای گفتگو، فصل‌های قابل پخش و پرسش‌های مهم را از متن اپیزود استخراج می‌کند.

تحلیل این اپیزود

تکمیل این اپیزود

اگر مهمان یا اسپانسری جا افتاده، از فهرست موجود انتخاب کن یا نام تازه‌ای پیشنهاد بده. پیشنهادها بعد از بررسی مدیر عمومی می‌شوند.

متن منتشرشده توسط پادکستر

توضیحات اپیزود

ارن هاردی کتاب اثر مرکب را در سال‌های ۲۰۱۰ – ۲۰۱۱ منتشر کرده است. آن را می‌توان در دسته‌ی کتابهای خودیاری گنجاند که به موضوع موفقیت در مسیر زندگی (شخصی و شغلی) می‌پردازند. حتی اگر ندانید آنتونی رابینز بر این کتاب مقدمه نوشته، احتمالاً با کمی ورق زدن – یا خواندن مقدمه‌ی دارن هاردی – آن را در کنار کتاب‌هایی مانند قدرت نامحدود و ۳۶۵ گام تا موفقیت و یا برخی از کتاب‌های برایان تریسی قرار می‌دهید. بیشتر کتابهای تجاری در ژانر موفقیت ویژگی‌های مشابهی دارند. ویژگی‌هایی که طی چند دهه صرفاً در این نوع کتابها دیده می‌شد، اما طی سال‌های اخیر با گسترش شبکه های اجتماعی همان الگو را در مربی‌های موفقیت اینستاگرامی هم می‌بینیم. باید اثبات کنید که ثروت بسیاری دارید. درآمد سالانه‌ی خود را اعلام کنید. با ماشین‌تان عکس بگیرید. توضیح بدهید که برای بسیاری از سفرهای خود باید از هواپیمای شخصی استفاده کنید و [چنان‌که دارن هاردی در کتابش گفته] کاملاً غیرمستقیم اشاره کنید که برای هدیه‌ی تولد همسرتان به او یک دستگاه BMW هدیه داده‌اید. هم‌چنین بهتر است چند دوست ثروتمند دیگر هم پیدا کنید که در قالب مقدمه یا تأییدیه از شما و موفقیت‌ها و کتاب‌تان تعریف کنند. این سبک اشاره‌ها به خودی خود ایراد بزرگی نیستند. بالاخره هیچ‌جا نگفته‌اند که حق ندارید به وسیله‌ی نقلیه‌ی خود یا هدیه‌ی تولد و سالگرد ازدواج همسرتان اشاره کنید. اعلام موجودی حساب بانکی هم، حتی به فرض این‌که نامتعارف باشد، باز ایراد جدی تلقی نمی‌شود. ایراد جدی از آن‌جا شروع می‌شود که نویسندگان در چنین کتاب‌هایی همه‌ی اقتدار (Authority) و اعتبار (Credibility) را در خودشان خلاصه می‌کنند: چرا این حرف درست است؟ «چون من می‌گویم» چرا دیدگاه دیگری غلط است؟ «چون به نظر من غلط است» چرا حرف شما درست است؟ «کافی است به حساب بانکی‌ام نگاه کنید. ضمناً اگر حرفم غلط بود، افراد بسیاری به من مراجعه نمی‌کردند» معمولاً در «صنعت موفقیت» (این اصطلاح را هم آنتونی رابینز و هم دارن هاردی در مقدمه‌ی اثر مرکب به کار برده‌اند) القاب هم به سادگی بذل و بخشش می‌شود. مربیان هم به خودشان راحت لقب‌های بزرگ می‌دهند و هم دوستان خود و آشنایان و مربیان خود را به این شیوه بزرگ می‌کنند تا باز خودشان بزرگ‌تر شوند. بر پایه‌ی همین قاعده است که هاردی به سادگی خودش را «از رهبران صنعت توسعه فردی در شانزده سال اخیر» می‌نامد و وقتی می‌خواهد بگوید شاگرد جیم ران بوده او را هم تا سطح «فیلسوف بزرگ کسب و کار» بالا می‌برد. این قاطعیت و اطمینان در بسیاری از جمله‌ها و ادعاهای کتاب هم دیده می‌شود: «اثر مرکب تنها فرایند مورد نیاز شما برای رسیدن به اوج موفقیت است.» (توجه داشته باشید که «تنها» فرایند است. اوج موفقیت فقط یه قاعده داشته و آن را هم هاردی کشف کرده است). یا مثلاً به سادگی ادعا می‌کند: «در کل جهان، این من هستم که عمیق‌ترین باور را به پشتکار و پیوستگی (Consistency) دارم.» هاردی در کتاب خود به نکات فراوانی اشاره می‌کند که اتفاقاً بخش قابل‌توجهی از آن‌ها در مطالعات علمی هم تأیید شده‌اند. اما معمولاً هر چه می‌خوانید با تکیه بر «اعتبار شخصی» خود اوست. اگر هم گاهی قرار است از اعتبار علم برای تأیید خودش خرج کند از عبارات مبهمی مثل «روانشناسان گفته‌اند» و «دانشمندان هم می‌دانند» استفاده می‌شود. بنابراین اگر می‌خواهید با هاردی همراه شوید، ناگزیر خواهید بود به او اعتماد کنید؛ اعتماد مطلق. همه چیز درست است چون هاردی می‌گوید. خودش هم بارها با همین لحن – که لحن رایج در سمینارهای انگیزشی است – با شما صحبت می‌کند: «این منم که به شما می‌گویم …. / این کار را بکنید چون من از شما می‌خواهم که آن را انجام دهید …» در عین این تأکیدها، برخی از ساده‌ترین نکات هم در استدلال‌های هاردی نادیده گرفته شده‌اند. مثلاً هاردی به تفاوت میان اثر انباشته شدن (Accumulation Effect) و اثر مرکب (Compound Effect) توجه ندارد. این‌که «عادت‌های کوچک می‌توانند در بلندمدت تغییراتی بزرگ ایجاد کنند» قابل‌انکار نیست. این‌ هم که انحرافی کوچک می‌تواند در طول مسیر به انحرافی بسیار بزرگ تبدیل شود، کاملاً قابل درک است (خشت اول چون نهد معمار کج).

نظرها

هنوز نظری نوشته نشده.