
شنیدن و نگهداشتن این اپیزود
پخش را شروع کن؛ هنگام رفتن به صفحههای دیگر هم ادامه پیدا میکند.
برای خواندن و مرور دوباره
گفتوگو را به متن همراهت تبدیل کن
متن کامل و خوانای این اپیزود در Word و PDF، همراه با نقشهٔ تصویری موضوعات.
کتابخانه و بازخورد
برای شناخت بهتر پیش از شنیدن
این اپیزود هنوز بررسی عمیق نشده است
در اپیزودهای بررسیشده، پادگرد خلاصه، محورهای گفتگو، فصلهای قابل پخش و پرسشهای مهم را از متن اپیزود استخراج میکند.
تحلیل این اپیزودتکمیل این اپیزود
اگر مهمان یا اسپانسری جا افتاده، از فهرست موجود انتخاب کن یا نام تازهای پیشنهاد بده. پیشنهادها بعد از بررسی مدیر عمومی میشوند.
متن منتشرشده توسط پادکستر
توضیحات اپیزود
پادكست (دسته گل آبی، اثر شاعر و نویسنده مشهور مكزیكی اكتاویو پاز) در این پادكست «كتاب شب» شنونده داستان دسته گل آبی اثر شاعر و نویسنده مشهور مكزیكی اكتاویو پاز با اجرای بهروز رضوی باشید. در بخشی از این داستان میخوانیم؛ (از پلكان سبزرنگ به سرعت آمدم پایین. دم در، صاحب مسافرخونه كه مرد یك چشمی و ساكتی بود رو دیدم. روی چهارپایه حصیری نشسته بود و سیگار میكشید. چشمش نیمهباز بود. با صدای گرفتهای پرسید: «كجا میروی؟» «میرم قدم بزنم. هوا خیلی داغه.» «هوم، همه جا بسته ست، و خیابانهای این دور و ور چراغ ندارن، بهتره همینجا بمونی.» شونههام رو بالا انداختم و زیرلب گفتم: «زود برمیگردم.» رفتم توی تاریكی. اول چشمهام هیچ جا رونمیدید. كورمال كورمال كنار سنگفرش خیابون راه می رفتم. یه سیگار روشن كردم. یه دفعه ماه از پشت ابر سیاه آمد بیرون و نورش دیوار سفیدی كه بعضی از قسمتهاش خراب شده و ریخته بود رو روشن كرد) برنامه «كتاب شب» كاری از گروه اخلاق و زندگی شهروندی است .
نظرها
هنوز نظری نوشته نشده.
