پادگرد
کاور کتاب صوتی رضاشاه - قسمت هفتم
کتاب رضاشاه اثر صادق زیباکلام

کتاب صوتی رضاشاه - قسمت هفتم

۲۵ فروردین ۱۳۹۹ · 35 دقیقه

شنیدن و نگه‌داشتن این اپیزود

پخش را شروع کن؛ هنگام رفتن به صفحه‌های دیگر هم ادامه پیدا می‌کند.

برای خواندن و مرور دوباره

گفت‌وگو را به متن همراهت تبدیل کن

متن کامل و خوانای این اپیزود در Word و PDF، همراه با نقشهٔ تصویری موضوعات.

دریافت متن کامل اپیزود

کتابخانه و بازخورد

برای شناخت بهتر پیش از شنیدن

این اپیزود هنوز بررسی عمیق نشده است

در اپیزودهای بررسی‌شده، پادگرد خلاصه، محورهای گفتگو، فصل‌های قابل پخش و پرسش‌های مهم را از متن اپیزود استخراج می‌کند.

تحلیل این اپیزود

تکمیل این اپیزود

اگر مهمان یا اسپانسری جا افتاده، از فهرست موجود انتخاب کن یا نام تازه‌ای پیشنهاد بده. پیشنهادها بعد از بررسی مدیر عمومی می‌شوند.

متن منتشرشده توسط پادکستر

توضیحات اپیزود

در بخش قبلی با یکی از عوامل مهم کودتای ۱۲۹۹، رضاخان میرپنج آشنا شدیم. او در خانواده ای محقر در روستای آلاشت مازندران درسال۱۲۵۶ متولد می‌شود. مهم ترین نکته ای که پیرامون کودکی رضا می‌بایستی گفت فقر و یتیمی است. پدر قبل از تولد رضا و مادر نیز هفت سال بعد فوت می‌شود. سرپرستی رضا برعهده دایی‌اش واگذار می‌شود. اما او آنقدر فقیر است که حتی نمی‌تواند رضا را بمدرسه بفرستد. شغل کم درآمدی در خیاط‌خانه لشکر قزاق دارد و روزها که برسرکار می‌رود رضا درکوچه پس کوچه های محله سنگلج تهران (پارک شهر فعلی) با همسن و سالهای خودش سرگرم ولگردی است. آن سبک بزرگ شدن ویژگی‌های متضادی برای رضا ببار می‌اورد. روی پای خود بودن، گلیم خود را از آب بیرون کشیدن، حق خود را گرفتن، لات، بد دهان، خشن، یکدنده، نترس و بی باکی از جمله خصوصیاتی است که " بزرگ شدنِ سر خود" به رضای نوجوان می‌آموزد. داییش برای کمک خرج او را در سن ۱۴سالگی با خود به لشکر قزاق می‌برد و رضا بعنوان "پادو" شروع بکار می‌کند. او حقوقی دریافت نمی‌کند اما خورد و خوراکش رایگان است. هرزگاهی هم از افسران بواسطه خدماتی که برایشان انجام میداد انعام دریافت میکرد. ورود به لشکر قزاق بدون تردید مهم ترین نقطه عطف در زندگی رضای جوان شد. بدون اغراق لشکر قزاق بفرماندهی افسران روسی، از معدود نهادهایی بود در ایران که استعداد ،تلاش و توانایی هایی فردی تا حدود زیادی اسباب پیشرفت فرد را فراهم می‌آورد. این وضعیت برای رضا ایده ال بود. او نه از خانواده سرشناسی بود، نه از طبقه اعیان و اشراف و ملاکین بود و نه از تحصیلاتی برخوردار بود. بجای همه آنها او از شهامت، توانایی، شجاعت، سخت کوشی، تحمل سختی و استقامت، انضباط و دیسیپلین کم نظیری برخوردار بود. بد دهنی، قلدری ،نترس و بی‌باک بودن ویژگی‌های دیگر او بود که برای نظامی‌گری مناسب بود. پیشرفت او در لشکر قزاق سریع بود. جدای از خصوصیاتی که برشمردیم، او ماموریت های نظامی محوله را با احساس مسئولیت و در بسیاری از موارد با از خود گذشتگی انجام می‌داد. در فاصله سی سال از پیوستن به لشکر قزاق در سن چهارده سالگی تا زمانیکه کودتای ۱۲۹۹ اتفاق افتاد او بارها موفق به دریافت درجات تشویقی و نشان شده بود.

نظرها

هنوز نظری نوشته نشده.