

شنیدن و نگهداشتن این اپیزود
پخش را شروع کن؛ هنگام رفتن به صفحههای دیگر هم ادامه پیدا میکند.
برای خواندن و مرور دوباره
گفتوگو را به متن همراهت تبدیل کن
متن کامل و خوانای این اپیزود در Word و PDF، همراه با نقشهٔ تصویری موضوعات.
کتابخانه و بازخورد
برای شناخت بهتر پیش از شنیدن
این اپیزود هنوز بررسی عمیق نشده است
در اپیزودهای بررسیشده، پادگرد خلاصه، محورهای گفتگو، فصلهای قابل پخش و پرسشهای مهم را از متن اپیزود استخراج میکند.
تحلیل این اپیزودتکمیل این اپیزود
اگر مهمان یا اسپانسری جا افتاده، از فهرست موجود انتخاب کن یا نام تازهای پیشنهاد بده. پیشنهادها بعد از بررسی مدیر عمومی میشوند.
متن منتشرشده توسط پادکستر
توضیحات اپیزود
یه روز سر کلاس ادبیات معلم داشت سر حرف اشتباهش پافشاری می کرد و با نظرات مخالف بچهها به بدترین شکل ممکن برخورد میکرد. با اینکه همه میدونستیم حرفش اشتباهه، ولی میترسیدیم چیزی بگیم چون یه ماه دیگه امتحانای آخر سال بود و احتمالا حرف زدنمون برامون گرون تموم میشد. ترس و هیجان تمام وجودمو گرفته بود و حرفایی که میخواستم بزنم داشت تو سرم رژه میرفت، می خواستم بگم آقای فلانی به این دلایل حرفت اشتباهه و شما حق نداری حرف اشتباهت رو به ما تحمیل کنی؛ تو همین حالت دو به شک بودم که یهو پا شدم و بدون فکر کردن به آینده حرفامو زدم... بلافاصله بعد از تموم شدن حرفام انگار بقیه بچهها هم جرئت ابراز نظراشون رو پیدا کردن و آقای معلم در کمال ناباوری حرفمون رو قبول کرد. اون روز مهم نبود معلم نظر مارو قبول کنه یا نه، مهم این بود که ما در برابر حرف زور ساکت نموندیم. خانم ربهکا سولنیت در کتاب امید در تاریکی به شرح و بسط همین موضوع پرداخته؛ این پادکست برداشتهای من از این کتاب و روایت داستان افرادیه که با اینکه از آینده مطمئن نیستن، اما لحظه حال رو غنمیت میشمرن و امیدوارانه، با تمام توان برای رسیدن به خواستههای بهحقشون، تلاش میکنن. شنیدن این قسمت رو از دست ندین.
نظرها
هنوز نظری نوشته نشده.





