
کوچه ۲ (۱۰) – آیا یک سر نخ شهاب را به پیدا کردن ستاره نزدیکتر میکند؟
۱۴ دی ۱۳۹۷ · 11 دقیقه
شنیدن و نگهداشتن این اپیزود
پخش را شروع کن؛ هنگام رفتن به صفحههای دیگر هم ادامه پیدا میکند.
برای خواندن و مرور دوباره
گفتوگو را به متن همراهت تبدیل کن
متن کامل و خوانای این اپیزود در Word و PDF، همراه با نقشهٔ تصویری موضوعات.
کتابخانه و بازخورد
برای شناخت بهتر پیش از شنیدن
این اپیزود هنوز بررسی عمیق نشده است
در اپیزودهای بررسیشده، پادگرد خلاصه، محورهای گفتگو، فصلهای قابل پخش و پرسشهای مهم را از متن اپیزود استخراج میکند.
تحلیل این اپیزودتکمیل این اپیزود
اگر مهمان یا اسپانسری جا افتاده، از فهرست موجود انتخاب کن یا نام تازهای پیشنهاد بده. پیشنهادها بعد از بررسی مدیر عمومی میشوند.
متن منتشرشده توسط پادکستر
توضیحات اپیزود
بعد از مدتی که شهاب و حسین در کافه کوچه به تنهایی با هم صحبت میکردند، و فضایی سنگین و پر از شک و تردید آنها را در بر گرفته بود، نادر، پسر حسین از راه میرسد. او که متوجه این جو سنگین میشود، سعی میکند که حال و هوای آن دو را عوض کند. شهاب بعد از صحبت با نادر کمی بیشتر احساس راحتی میکند، و بهمن از راه دور از طریق گوشی موبایل همه چیز را می بیند. بعد از مدتی گفتگو، بهمن به یاد میآورد که ستاره در دفتر خاطرات خود چیزی نوشته بود که خیلی نزدیک به صحبتهای نادر و شهاب بود، اما به نظر میرسد که هیج وقت به شهاب در مورد آن چیزی نگفته است. آیا این سر نخ شهاب را به پیدا کردن ستاره نزدیکتر میکند؟
نظرها
هنوز نظری نوشته نشده.
