پادگرد
کاور رامونا و مادرش
کودک کتاب گویا / داستان برای بچه ها

رامونا و مادرش

۳ اسفند ۱۴۰۰ · 1 ساعت و 27 دقیقه

شنیدن و نگه‌داشتن این اپیزود

پخش را شروع کن؛ هنگام رفتن به صفحه‌های دیگر هم ادامه پیدا می‌کند.

برای خواندن و مرور دوباره

گفت‌وگو را به متن همراهت تبدیل کن

متن کامل و خوانای این اپیزود در Word و PDF، همراه با نقشهٔ تصویری موضوعات.

دریافت متن کامل اپیزود

کتابخانه و بازخورد

برای شناخت بهتر پیش از شنیدن

این اپیزود هنوز بررسی عمیق نشده است

در اپیزودهای بررسی‌شده، پادگرد خلاصه، محورهای گفتگو، فصل‌های قابل پخش و پرسش‌های مهم را از متن اپیزود استخراج می‌کند.

تحلیل این اپیزود

تکمیل این اپیزود

اگر مهمان یا اسپانسری جا افتاده، از فهرست موجود انتخاب کن یا نام تازه‌ای پیشنهاد بده. پیشنهادها بعد از بررسی مدیر عمومی می‌شوند.

متن منتشرشده توسط پادکستر

توضیحات اپیزود

راوی: دیانوش آصف وزیری , مریم خلقتی کتاب «رامونا و مادرش» جلد پنجم از مجموعه کتاب «رامونا» است. در داستان این قسمت رامونا هنوز دوست دارد خرگوش کوچولوی مامان باشد؛ اما نمی‌فهمد چرا دیگر مامان او را خرگوش کوچولوی خودش نمی‌داند. مادر رامونا هنوز کار تمام وقت می‌کند و سرش شلوغ است. پدر هم صندوق‌دار فروشگاه شده است و وقت سرخاراندن ندارد. حالا رامونا باید بتواند علاوه بر همه‌ی این مشکلات، ماندن در کنار خانواده‌ی دوستش «هوی» را در چند ساعت بعد از مدرسه تاب بیاورد. رامونا در کنار خانواده هوی همچنان مشغول شیطنت است. از کوتاه‌کردن موهای «هوی» گرفته تا ریختن لاجورد در زیرزمین و رنگی‌کردن همه‌جا. اما مهم‌ترین معضل رامونا در این قسمت تلاشی است که انجام می‌دهد تا او هم مثل خواهرش «بئاتریس» دست‌ِراست مامان باشد، اما این تلاش‌ها نتیجه نمی‌دهد و او سرانجام تصمیم می‌گیرد خانه را ترک کند. ماجرا وقتی برای رامونا دردناک‌تر می‌شود که مادرش هم در جمع‌کردن وسایل برای ترک‌کردن خانه به او کمک می‌کند. اما در آخرین لحظات است که مادر رامونا را در آغوش می‌کشد و به او می‌گوید بدون رامونایش می‌میرد.

نظرها

هنوز نظری نوشته نشده.