

شنیدن و نگهداشتن این اپیزود
پخش را شروع کن؛ هنگام رفتن به صفحههای دیگر هم ادامه پیدا میکند.
برای خواندن و مرور دوباره
گفتوگو را به متن همراهت تبدیل کن
متن کامل و خوانای این اپیزود در Word و PDF، همراه با نقشهٔ تصویری موضوعات.
کتابخانه و بازخورد
برای شناخت بهتر پیش از شنیدن
این اپیزود هنوز بررسی عمیق نشده است
در اپیزودهای بررسیشده، پادگرد خلاصه، محورهای گفتگو، فصلهای قابل پخش و پرسشهای مهم را از متن اپیزود استخراج میکند.
تحلیل این اپیزودتکمیل این اپیزود
اگر مهمان یا اسپانسری جا افتاده، از فهرست موجود انتخاب کن یا نام تازهای پیشنهاد بده. پیشنهادها بعد از بررسی مدیر عمومی میشوند.
متن منتشرشده توسط پادکستر
توضیحات اپیزود
نویسنده: ژرژ فون ویلیه راوی: شیما جان قربان پییر پسرکی دوازدهساله است که در دهکدهای کوچک زندگی میکند. پدر پییر در جنگ با آلمانیها کشته شد و پییر تصمیم میگیرد که در مبارزه علیه آلمانیها شرکت کند، اما .... پییر با یک سرباز آلمانی که پدر چند بچه و مخالف جنگ است، آشنا میشود و رابطهای عاطفی میانشان شکل میگیرد. «ژرژ فون ویلیه» در این رمان ضدجنگ نشان داده است که آنچه انسانها را به هم نزدیک میکند، تنها ملیت نیست؛ بلکه انسانیت است و بزرگترین کار، تلاش برای صلح است. ظرف زمانی داستان، ماههای آخر جنگ دوم جهانی است. فرانسهی اشغالشده بهدستِ آلمانیها، همچنان به مقاومت و مبارزهی خود علیه اشغالگران ادامه میدهد. ازهمپاشیدگی و بینظمیهایی در ارتش پرادعای رایش سوم دیده میشود. پییر هم در عالم بچگی خود، نقشههایی برای مبارزه با ارتش اشغالگر آلمان میکشد. سرانجام تصمیم میگیرد با دینامیت، قسمتی از خط راهآهن را منفجر کند. سرانجام او مخفیانه دستبهکار میشود؛ اما درحین اجرای نقشه، زخمی میشود. او قبل از زخمیشدن، دوست آلمانیاش را میبیند که کشته شده است؛ درحالی که تصویر بچههایش را در دست دارد. پییر، پس از بهبودی، با پسر سرباز آلمانی نامهنگاری میکند و با او دوست میشود.
نظرها
هنوز نظری نوشته نشده.


