پادگرد
کاور کفترکُش
کودک کتاب گویا / داستان برای بچه ها

کفترکُش

۱۶ اسفند ۱۴۰۱ · 2 ساعت و 2 دقیقه

شنیدن و نگه‌داشتن این اپیزود

پخش را شروع کن؛ هنگام رفتن به صفحه‌های دیگر هم ادامه پیدا می‌کند.

برای خواندن و مرور دوباره

گفت‌وگو را به متن همراهت تبدیل کن

متن کامل و خوانای این اپیزود در Word و PDF، همراه با نقشهٔ تصویری موضوعات.

دریافت متن کامل اپیزود

کتابخانه و بازخورد

برای شناخت بهتر پیش از شنیدن

این اپیزود هنوز بررسی عمیق نشده است

در اپیزودهای بررسی‌شده، پادگرد خلاصه، محورهای گفتگو، فصل‌های قابل پخش و پرسش‌های مهم را از متن اپیزود استخراج می‌کند.

تحلیل این اپیزود

تکمیل این اپیزود

اگر مهمان یا اسپانسری جا افتاده، از فهرست موجود انتخاب کن یا نام تازه‌ای پیشنهاد بده. پیشنهادها بعد از بررسی مدیر عمومی می‌شوند.

متن منتشرشده توسط پادکستر

توضیحات اپیزود

نویسنده: جری اسپینلی راوی: فرانک رفیعی طاری «پالمر» نه ساله است. با «دوروتی» دختر هم سن و سالش دوست است و گروه پسران یعنی«موتو»، «هنری» و «بینز» او را به خاطر این دوستی مسخره و تحقیر می کنند. اما روز تولد پالمر هدایایی به او می دهند و پالمر را عضو گروهشان می کنند. دوروتی دیگر به پالمر اهمیتی نمی دهد و پالمر احساس می کند آماده است تا یکسال دیگر که ده ساله می شود، یک «گردن پیچ» حرفه ای شود. طبق قانون جشن سنتی شهر، فقط پسربچه های ده ساله می توانند پس از مراسم تیراندازی به کبوتران، زمین افتاده ها و زخمی و نیمه جان ها را بردارند و با یک حرکت سریع، گردن آنان را بپیچانند و کارشان را تمام کنند؛ مراسمی که سالانه پنج هزار کبوتر در آن سلاخی می شوند. اما یک روز صبح که پالمر از خواب بیدار می شود، کبوتری را پشت پنجره ی اتاقش می بیند که از او نمی ترسد... آن دو کم کم با هم دوست می شوند و پالمر به خاطر ترس از دوستانش و حفظ جان کبوترش «نوکی»، از او مخفیانه نگهداری می کند تا اینکه....

نظرها

هنوز نظری نوشته نشده.