
شنیدن و نگهداشتن این اپیزود
پخش را شروع کن؛ هنگام رفتن به صفحههای دیگر هم ادامه پیدا میکند.
برای خواندن و مرور دوباره
گفتوگو را به متن همراهت تبدیل کن
متن کامل و خوانای این اپیزود در Word و PDF، همراه با نقشهٔ تصویری موضوعات.
کتابخانه و بازخورد
برای شناخت بهتر پیش از شنیدن
این اپیزود هنوز بررسی عمیق نشده است
در اپیزودهای بررسیشده، پادگرد خلاصه، محورهای گفتگو، فصلهای قابل پخش و پرسشهای مهم را از متن اپیزود استخراج میکند.
تحلیل این اپیزودتکمیل این اپیزود
اگر مهمان یا اسپانسری جا افتاده، از فهرست موجود انتخاب کن یا نام تازهای پیشنهاد بده. پیشنهادها بعد از بررسی مدیر عمومی میشوند.
متن منتشرشده توسط پادکستر
توضیحات اپیزود
نویسنده: سارا پنی پکر راوی: نیما نکوئی فرد پکس، روباه کوچکی است که مادرش را در بدو تولد از دست داده و درست زمانی که فکر میکرد ممکن است بمیرد، پسری به نام پیتر نجاتش میدهد اما پیتر مجبور میشود که پکس را در جنگل رها کند و پیش پدربزرگش برود. چون پدرش میخواهد در جنگ شرکت کند و به ارتش بپیوندد. پکس که تا به آن زمان هرگز به تنهایی در جنگل زندگی نکرده، مدت زیادی کنار جاده منتظر صاحبش میماند؛ ولی کمی بعد، با روباههای دیگری به نامهای بریسل و برادرش (رانت) و یک زوج روباه پیر آشنا میشود و سعی میکند به آنها نزدیکتر شود. در حالی که پیتر از رها کردن پکس پشیمان شده، از خانهی پدربزرگش فرار میکند تا او را پیدا کند، ولی در راه آسیب میبیند و مجبور میشود سفرش را در کلبهی چوبی زنی به نام وولا، پزشک سابق ارتش، متوقف کند.
نظرها
هنوز نظری نوشته نشده.
