

شنیدن و نگهداشتن این اپیزود
پخش را شروع کن؛ هنگام رفتن به صفحههای دیگر هم ادامه پیدا میکند.
برای خواندن و مرور دوباره
گفتوگو را به متن همراهت تبدیل کن
متن کامل و خوانای این اپیزود در Word و PDF، همراه با نقشهٔ تصویری موضوعات.
کتابخانه و بازخورد
برای شناخت بهتر پیش از شنیدن
این اپیزود هنوز بررسی عمیق نشده است
در اپیزودهای بررسیشده، پادگرد خلاصه، محورهای گفتگو، فصلهای قابل پخش و پرسشهای مهم را از متن اپیزود استخراج میکند.
تحلیل این اپیزودتکمیل این اپیزود
اگر مهمان یا اسپانسری جا افتاده، از فهرست موجود انتخاب کن یا نام تازهای پیشنهاد بده. پیشنهادها بعد از بررسی مدیر عمومی میشوند.
متن منتشرشده توسط پادکستر
توضیحات اپیزود
نویسنده: ژرژ شوله راوی: محمدرضا سرشار(رضا رهگذر) در زمانهای دور حاکم کشوری به نام اقتصاد درپی گنجی بود که دستیافتن به آن تقریباً غیرممکن بود. او به دنبال کسی میگشت تا بتواند آن گنج را برایش بیاورد. پرنس شرمان و دوستش، مالیس، این پیام را شنیدند و به قصر حاکم رفتند؛ اما قبل از آنها دو نفر به نامهای دوک پرتقالی و دوک لیمویی زودتر درخواست خود را مطرح کرده بودند. حاکم گفت که این کار بسیار خطرناک است و امیدوارم که بالاخره یکی از شما بتواند آن را انجام دهد. مقصد آنها درابتدا جزیرهی خرچنگ بود و درادامه باید سوار کشتی اشک میشدند و با پیداکردن غول بزرگ زمین بین پاهای غول را بکنند و گنج بیاورند. قرار بر این شد که هرکس این گنج را برای حاکم بیاورد، با دختر حاکم ازدواج کند. #کتاب #داستان #قصه #روایت #کودک #کودکان #نوجوان #نوجوانان #رضارهگذر #قصه_ظهرجمعه
نظرها
هنوز نظری نوشته نشده.





