پادگرد
کاور انارهای باغ تاقان بای
کودک کتاب گویا / داستان برای بچه ها

انارهای باغ تاقان بای

۲۸ شهریور ۱۴۰۲ · 23 دقیقه

شنیدن و نگه‌داشتن این اپیزود

پخش را شروع کن؛ هنگام رفتن به صفحه‌های دیگر هم ادامه پیدا می‌کند.

برای خواندن و مرور دوباره

گفت‌وگو را به متن همراهت تبدیل کن

متن کامل و خوانای این اپیزود در Word و PDF، همراه با نقشهٔ تصویری موضوعات.

دریافت متن کامل اپیزود

کتابخانه و بازخورد

برای شناخت بهتر پیش از شنیدن

این اپیزود هنوز بررسی عمیق نشده است

در اپیزودهای بررسی‌شده، پادگرد خلاصه، محورهای گفتگو، فصل‌های قابل پخش و پرسش‌های مهم را از متن اپیزود استخراج می‌کند.

تحلیل این اپیزود

تکمیل این اپیزود

اگر مهمان یا اسپانسری جا افتاده، از فهرست موجود انتخاب کن یا نام تازه‌ای پیشنهاد بده. پیشنهادها بعد از بررسی مدیر عمومی می‌شوند.

متن منتشرشده توسط پادکستر

توضیحات اپیزود

نویسنده: یوسف قوجُق راوی: محمدرضا سرشار(رضا رهگذر) دایان دلش می‌خواست که اون سگ مال خودش بشه و برای همیشه ازش نگهداری کنه. اما اون سگ برای تاقان بای بود. اون مرد ثروتمندی بود که همه اهالی روستا براش کار می‌کردن. انبارش همیشه پر بود و درخت‌های بسیاری داشت. اما از اموالش به کسی چیزی نمی‌داد. تاقان بای به کارگراش خیلی سخت می‌گرفت و مرد بدجنسی بود.

نظرها

هنوز نظری نوشته نشده.