پادگرد
کاور احترام به والدین
کودک کتاب گویا / داستان برای بچه ها

احترام به والدین

۲۳ مهر ۱۴۰۲ · 17 دقیقه

شنیدن و نگه‌داشتن این اپیزود

پخش را شروع کن؛ هنگام رفتن به صفحه‌های دیگر هم ادامه پیدا می‌کند.

برای خواندن و مرور دوباره

گفت‌وگو را به متن همراهت تبدیل کن

متن کامل و خوانای این اپیزود در Word و PDF، همراه با نقشهٔ تصویری موضوعات.

دریافت متن کامل اپیزود

کتابخانه و بازخورد

برای شناخت بهتر پیش از شنیدن

این اپیزود هنوز بررسی عمیق نشده است

در اپیزودهای بررسی‌شده، پادگرد خلاصه، محورهای گفتگو، فصل‌های قابل پخش و پرسش‌های مهم را از متن اپیزود استخراج می‌کند.

تحلیل این اپیزود

تکمیل این اپیزود

اگر مهمان یا اسپانسری جا افتاده، از فهرست موجود انتخاب کن یا نام تازه‌ای پیشنهاد بده. پیشنهادها بعد از بررسی مدیر عمومی می‌شوند.

متن منتشرشده توسط پادکستر

توضیحات اپیزود

راوی: محمدرضا سرشار(رضا رهگذر) روزی مرد جوانی متوجه شد که پدرش دیگر نمی تواند کاری انجام دهد و باید طبق رسم معمول او را به جایی دور ببرد. او همراه با پسرش، پدر را با سورتمه ای به جنگل برد. او چون بسیار دلسوز بود، سورتمه را برای پدرش گذاشت تا در مواقع خطر خود را نجات دهد. اما پسر که شاهد این اتفاقات بود، گفت که سورتمه را با خود بیاورد تا وقتی پیر شد، او را در سورتمه گذاشته و به جنگل بیاورد. مرد جوان به خود آمد و از این کار خود پشیمان شد. پس پدر را به خانه برگرداند و در زیر زمین پنهان کرد. او هر روز برای پدر آب و غذا می برد و مراقب بود کسی از این ماجرا باخبر نشود. تا اینکه یک روز.... #کتاب #داستان #قصه #روایت #کودک #کودکان #نوجوان #نوجوانان #رضارهگذر #قصه_ظهرجمعه

نظرها

هنوز نظری نوشته نشده.