پادگرد
کاور متافور 1- شعر این زمستان، اثر رامیز روشن
کلاکت_متافور

متافور 1- شعر این زمستان، اثر رامیز روشن

۱ شهریور ۱۳۹۹ · 20 دقیقه

شنیدن و نگه‌داشتن این اپیزود

پخش را شروع کن؛ هنگام رفتن به صفحه‌های دیگر هم ادامه پیدا می‌کند.

برای خواندن و مرور دوباره

گفت‌وگو را به متن همراهت تبدیل کن

متن کامل و خوانای این اپیزود در Word و PDF، همراه با نقشهٔ تصویری موضوعات.

دریافت متن کامل اپیزود

کتابخانه و بازخورد

برای شناخت بهتر پیش از شنیدن

این اپیزود هنوز بررسی عمیق نشده است

در اپیزودهای بررسی‌شده، پادگرد خلاصه، محورهای گفتگو، فصل‌های قابل پخش و پرسش‌های مهم را از متن اپیزود استخراج می‌کند.

تحلیل این اپیزود

تکمیل این اپیزود

اگر مهمان یا اسپانسری جا افتاده، از فهرست موجود انتخاب کن یا نام تازه‌ای پیشنهاد بده. پیشنهادها بعد از بررسی مدیر عمومی می‌شوند.

متن منتشرشده توسط پادکستر

توضیحات اپیزود

این زمستان.... شاعر: رامیز روشن (آذربایجان) مترجم: رسول یونان چندمرتبه در شعرخواندن‌تان با تصویر "اندوه ِ بدرقه‌ی زمستان" برخورد کرده‌اید؟ مردی که از آمدن بهار و رستن ِ دردهایش فرار می‌کند! "رامیز روشن" با سرودن ِ همین یک شعر هم، شاعر است! شعر: این زمستان...... این زمستان را نیز بدرقه کردم این برف نیز ذوب شد جاداشت با این برف گریه کنم مادر! بخت به ما پشت کرده چه کسی ما را از دست خودمان نجات خواهد داد؟! اینجا دردهای ما زنده‌تر از ما هستند آفتاب همه جا را گرفت آفتاب طالع من کو مادر؟! نکند ساعت من از ساعت دنیا عقب مانده...

نظرها

هنوز نظری نوشته نشده.