

شنیدن و نگهداشتن این اپیزود
پخش را شروع کن؛ هنگام رفتن به صفحههای دیگر هم ادامه پیدا میکند.
برای خواندن و مرور دوباره
گفتوگو را به متن همراهت تبدیل کن
متن کامل و خوانای این اپیزود در Word و PDF، همراه با نقشهٔ تصویری موضوعات.
کتابخانه و بازخورد
برای شناخت بهتر پیش از شنیدن
این اپیزود هنوز بررسی عمیق نشده است
در اپیزودهای بررسیشده، پادگرد خلاصه، محورهای گفتگو، فصلهای قابل پخش و پرسشهای مهم را از متن اپیزود استخراج میکند.
تحلیل این اپیزودتکمیل این اپیزود
اگر مهمان یا اسپانسری جا افتاده، از فهرست موجود انتخاب کن یا نام تازهای پیشنهاد بده. پیشنهادها بعد از بررسی مدیر عمومی میشوند.
متن منتشرشده توسط پادکستر
توضیحات اپیزود
بچه ها سلام. گزارش ۲۹۸ مجموعه جهانگرد تقدیمتون میکنم از یه منطقه ساحل نزدیک شهر نادال. الان ۸ روز که اینجام. اون روزدوستم با دختر ۵ سالش اومد دنبالم. من بعد از اون که گزارش قبلی که پر کردم شروع کردم به دوچرخه سواری کردن، اون روز یه روز سنگینی نبود و کلا ۵۰ کیلومتر مسیر داشتم. من باید میرسیدم به یه رودخونه ای و سوار قایق میشدم و میرفتم اون ور رودخونه. اون موقع که رسیدم لب رودخونه (اونجایی که میخواستم قایق سوار بشم) اون قایق هایی که مسافر و ماشین حمل میکردن، چند دقیقه ای طول میکشید تا برسن، تو این فاصله رفتم یه نارگیل گرفتم و خوردم، چون خیلی تشنه ام بود. اونجا ۵، ۶ نفر نشسته بودن روی یه میزی و داشتن مشروب میخوردن، من ازشون اجازه گرفتم و ازشون عکس گرفتم. اونا شروع کردن به گپ زدن با من و گفتن بیا پیش ما بشین، بیا باهم حرف بزنیم و شروع کردن به گپ زدن به زبان پرتقالی، من فقط میتونستم اسپانیایی باهاشون صحبت کنم. خوب یکم پرتقالی میفهمم ولی اون معاشرت بیشتر یه معاشرت با زبان اشاره بود…
نظرها
هنوز نظری نوشته نشده.





