پادگرد
کاور Raah-E Khiyal - Mohammadreza Shajarian & Habibollah Badiee
خصوصی

Raah-E Khiyal - Mohammadreza Shajarian & Habibollah Badiee

۲۸ فروردین ۱۳۹۸ · 55 دقیقه

شنیدن و نگه‌داشتن این اپیزود

پخش را شروع کن؛ هنگام رفتن به صفحه‌های دیگر هم ادامه پیدا می‌کند.

برای خواندن و مرور دوباره

گفت‌وگو را به متن همراهت تبدیل کن

متن کامل و خوانای این اپیزود در Word و PDF، همراه با نقشهٔ تصویری موضوعات.

دریافت متن کامل اپیزود

کتابخانه و بازخورد

برای شناخت بهتر پیش از شنیدن

این اپیزود هنوز بررسی عمیق نشده است

در اپیزودهای بررسی‌شده، پادگرد خلاصه، محورهای گفتگو، فصل‌های قابل پخش و پرسش‌های مهم را از متن اپیزود استخراج می‌کند.

تحلیل این اپیزود

تکمیل این اپیزود

اگر مهمان یا اسپانسری جا افتاده، از فهرست موجود انتخاب کن یا نام تازه‌ای پیشنهاد بده. پیشنهادها بعد از بررسی مدیر عمومی می‌شوند.

متن منتشرشده توسط پادکستر

توضیحات اپیزود

راه خیال اجرای خصوصی محمدرضا شجریان و حبیب‌الله بدیعی مونیخ منزل دکتر خادمی ابوعطا ۲ شهریور ۱۳۶۵ گفتمش سیر ببینم مگر از دل برود وان چنان پای گرفتست که مشکل برود دلی از سنگ بباید به سر راه وداع تا تحمل کند آن روز که محمل برود چشم حسرت به سر اشک فرو می‌گیرم که اگر راه دهم قافله بر گل برود ره ندیدم چو برفت از نظرم صورت دوست همچو چشمی که چراغش ز مقابل برود موجم این بار چنان کشتی طاقت بشکست که عجب دارم اگر تخته به ساحل برود کس ندانم که در این شهر گرفتار تو نیست مگر آن کس که به شهر آید و غافل برود روی بنمای که صبر از دل صوفی ببری پرده بردار که هوش از سرعاقل برود گر همه عمر ندادست کسی دل به خیال چون بباید به سر راه تو بی‌دل برود قیمت وصل نداند مگر آزرده هجر مانده آسوده بخوابد چو به منزل برود تو را نادیدنِ ما غم نباشد که در خیلت به از ما کم نباشد من از دست تو در عالم نهم روی ولیکن چون تو در عالم نباشد مبادا در جهان دلتنگ‌رویی که رویت بیند و خرّم نباشد من اوّل‌روز دانستم که این عهد که با من بسته‌ای، محکم نباشد مکن، یارا، دلم مجروح مگذار که هیچم در جهان مرهم نباشد بیا تا جان شیرین در تو ریزم که بخل و دوستی با هم نباشد نخواهم بی‌تو یک‌دم زندگانی که طیبِ عیش، بی‌همدم نباشد نظر گویند سعدی با که داری؟ که غم با یار گفتن، غم نباشد دل بردی از من به یغما ای ترک غارتگر من دیدی چه آوردی ای دوست از دست دل بر سر من عشق تو در دل نهان شد دل زار و تن ناتوان شد رفتی چو تیر و کمان شد از بار غم پیکر من بار غم عشق او را گردون نیارد تحمل چون میتواند کشیدن این پیکر لاغر من اول دلم را صفا داد آیینه ام را جلا داد آخر به باد فنا داد عشق تو خاکستر من دانلود از سایت خصوصی: khosousi.com/Z1mjP

نظرها

هنوز نظری نوشته نشده.