

شنیدن و نگهداشتن این اپیزود
پخش را شروع کن؛ هنگام رفتن به صفحههای دیگر هم ادامه پیدا میکند.
برای خواندن و مرور دوباره
گفتوگو را به متن همراهت تبدیل کن
متن کامل و خوانای این اپیزود در Word و PDF، همراه با نقشهٔ تصویری موضوعات.
کتابخانه و بازخورد
برای شناخت بهتر پیش از شنیدن
این اپیزود هنوز بررسی عمیق نشده است
در اپیزودهای بررسیشده، پادگرد خلاصه، محورهای گفتگو، فصلهای قابل پخش و پرسشهای مهم را از متن اپیزود استخراج میکند.
تحلیل این اپیزودتکمیل این اپیزود
اگر مهمان یا اسپانسری جا افتاده، از فهرست موجود انتخاب کن یا نام تازهای پیشنهاد بده. پیشنهادها بعد از بررسی مدیر عمومی میشوند.
متن منتشرشده توسط پادکستر
توضیحات اپیزود
آتش سودا اجرای خصوصی محمدرضا شجریان و حبیبالله بدیعی شور به تاریخ ۹ شهریور ۱۳۶۵ گر درون سوختهای با تو برآرد نفسی چه تفاوت کند اندر شکرستان مگسی ای که انصاف دل سوختگان میندهی خود چنین روی نبایست نمودن به کسی روزی اندر قدمت افتم و گر سر برود به ز من در سر این واقعه رفتند بسی دامن دوست به دنیا نتوان داد از دست حیف باشد که دهی دامن گوهر به خسی تا به امروز مرا در سخن این سوز نبود که گرفتار نبودم به کمند هوسی ******* تا کی ای آتش سودا به سرم برخیزی تا کی ای ناله زار از جگرم برخیزی تا کی ای چشمه سیماب که در چشم منی از غم دوست به روی چو زرم برخیزی یک زمان دیده من ره به سوی خواب برد ای خیال ار شبی از رهگذرم برخیزی ای دل از بهر چه خونابه شدی در بر من زود باشد که تو نیز از نظرم برخیزی به چه دانش زنی ای مرغ سحر نوبت روز که نه هر صبح به آه سحرم برخیزی ای غم از همنفسی تو ملالم بگرفت هیچت افتد که خدا را ز سرم برخیزی ******* سرکوی تو تا چند آیم و شم؟ ز وصلت بی نوا چند آیم و شم؟ سر کویت برای دیدن تو نترسی از خدا چند آیم و شم؟ هزاران غم به دل اندوته دیرم به سینه آتشی افروته دیرم به یک آه سحرگاه از دل تنگ هزاران مدعی را سوته دیرم غم عالم همه کردی به بارم مگر ما لوک مست سر به تارم مهارم کردی و دادی به ناکس فزودی هر زمان باری به بارم ز عشقت آتشی در بوته دیرم در آن آتش دل و جان سوته دارم سگت گر پا نهد بر چشمم ای دوست به مژگان خاک راهش روته دیرم دلم تنگ و ندانم صبر کردن ز دلتنگی بوم راضی به مردن ز شرم موی تو من در حجابم ندانم عرض حالم با تو کردن دلی دیرم که بهبودش نمی بو نصیحت میکرم، سودش نمیبو به بادش میدهم، نش میبره باد در آتش مینهم، دودش نمیبود نسیمی کز بن آن کاکل آیو مرا خوشتر ز بوی سنبل آیو چو شو گیرُم خیالت رو در آغوش سحر از بسترُم بوی گل آیو برندم همچو یوسف گر به زندان و یا نالم به غم، چون مستمندان اگر صد باغبان، خصمی نماید مدام آیم به گلزار تو خندان دانلود از سایت خصوصی: http://khosousi.com/atashe-soda-shajarian-badiee/
نظرها
هنوز نظری نوشته نشده.





