
شنیدن و نگهداشتن این اپیزود
پخش را شروع کن؛ هنگام رفتن به صفحههای دیگر هم ادامه پیدا میکند.
برای خواندن و مرور دوباره
گفتوگو را به متن همراهت تبدیل کن
متن کامل و خوانای این اپیزود در Word و PDF، همراه با نقشهٔ تصویری موضوعات.
کتابخانه و بازخورد
برای شناخت بهتر پیش از شنیدن
این اپیزود هنوز بررسی عمیق نشده است
در اپیزودهای بررسیشده، پادگرد خلاصه، محورهای گفتگو، فصلهای قابل پخش و پرسشهای مهم را از متن اپیزود استخراج میکند.
تحلیل این اپیزودتکمیل این اپیزود
اگر مهمان یا اسپانسری جا افتاده، از فهرست موجود انتخاب کن یا نام تازهای پیشنهاد بده. پیشنهادها بعد از بررسی مدیر عمومی میشوند.
متن منتشرشده توسط پادکستر
توضیحات اپیزود
«خرقهی آلوده» اجرای خصوصی | دستگاه ماهور ۱۹ شهریور ۱۳۶۵ پاریس آواز: محمدرضا #شجریان نی: حسین #عمومی این اجرا در ادامهی اجراهای محمدرضا شجریان با حبیبالله بدیعی در سال ۶۵ شمسی است. از ۳۱ مرداد تا ۹م شهریور ماه سال ۶۵ به طور دقیق و با ذکر تاریخ اجرای برنامه، ۶ اجرای خصوصی در اختیار ما است؛ که همگی در منزل جناب خادمی در آلمان اجرا شدهاند. در تاریخ دهم شهریور ماه از جناب بدیعی تکنوازی خصوصی چهارگاهی در اختیار است که در آن اجرا به رفتن شجریان اشاره میشود. که گویا به پاریس سفر میکنند و همراه جناب حسین عمومی در تاریخ ۱۸ و ۱۹ شهریور دو اجرای خصوصی ضبط میکنند. بعد از این دو اجرا باز دوباره به آلمان برمیگردند و در منزل جناب خادمی چند اثر ضبط میکنند. که مطمئنا یکی از این اجراها را در اختیار داریم(گنج شایگان، احتمال زیاد در ۲۶ شهریور ۶۵). البته در همان شبها یک اجرا در سهگاه هم سیامک شجریان با جناب بدیعی ضبط میکنند(۲۷ شهریور) که دلیل نخواندن شجریان بیماری ایشان ذکر میشود. البته دو اجرای دیگر هم در منزل جناب خادمی در اختیار ما هست که متاسفانه تاریخ اجرا ذکر نشده و احتمالا یا در اواخر شهریور اجرا شدند یا در اوایل آن ماه. اجرای ۱۸ شهریور را هم به زودی قرار خواهیم داد. به مژگان سیه کردی هزاران رخنه در دینم بیا که از چشم بیمارت هزاران درد برچینم الا ای همنشین دل که یارانت برفت از یاد مرا روزی مباد آن دم که بی یاد تو بنشینم جهان پیر است و بی بنیاد از این فرهادکش فریاد که کرد افسون ونیرنگش ملول از جان شیرینم ز تاب آتش دوری شدم غرق عرق چون گل بیار ای باد شبگیری نسیمی زآن عرقچینم اگر بر جای من غیری گزیند دوست حاکم اوست حرامم باد اگر من جان به جای دوست بگزینم صباح الخیر زد بلبل کجایی ساقیا برخیز که غوغا میکند در سر خیال خواب دوشینم شب رحلت هم از بستر روم در قصر حورالعین اگر در وقت جان دادن تو باشی شمع بالینم حدیث آرزومندی که در این نامه ثبت افتاد همانا بیغلط باشد که حافظ داد تلقینم خدا را کم نشین با خرقه پوشان رخ از رندان بیسامان مپوشان در این خرقه بسی آلودگی هست خوشا وقت قبای می فروشان در این صوفی وشان دردی ندیدم که صافی باد عیش دردنوشان چو مستم کردهای مستور منشین چو نوشم دادهای زهرم منوشان تو نازک طبعی و طاقت نیاری گرانیهای مشتی دلق پوشان منم که شهره شهرم به عشق ورزیدن منم که دیده نیالودهام به بد دیدن وفا کنیم و ملامت کشیم و خوش باشیم که در طریقت ما کافریست رنجیدن به پیر میکده گفتم که چیست راه نجات بخواست جام می و گفت عیب پوشیدن مراد دل ز تماشای باغ عالم چیست به دست مردم چشم از رخ تو گل چیدن به می پرستی از آن نقش خود زدم بر آب که تا خراب کنم نقش خود پرستیدن مبوس جز لب ساقی و جام می حافظ که دست زهدفروشان خطاست بوسیدن به رحمت سر زلف تو واثقم ور نه کشش چو نبود از آن سو چه سود کوشیدن دانلود از سایت Khosousi.com/?p=17612
نظرها
هنوز نظری نوشته نشده.
