پادگرد
کاور Shahriyar-E Sokhan - Shajarian, Lotfi, Shahriyar & Sayeh
خصوصی

Shahriyar-E Sokhan - Shajarian, Lotfi, Shahriyar & Sayeh

۳۰ تیر ۱۴۰۰ · 30 دقیقه

شنیدن و نگه‌داشتن این اپیزود

پخش را شروع کن؛ هنگام رفتن به صفحه‌های دیگر هم ادامه پیدا می‌کند.

برای خواندن و مرور دوباره

گفت‌وگو را به متن همراهت تبدیل کن

متن کامل و خوانای این اپیزود در Word و PDF، همراه با نقشهٔ تصویری موضوعات.

دریافت متن کامل اپیزود

کتابخانه و بازخورد

برای شناخت بهتر پیش از شنیدن

این اپیزود هنوز بررسی عمیق نشده است

در اپیزودهای بررسی‌شده، پادگرد خلاصه، محورهای گفتگو، فصل‌های قابل پخش و پرسش‌های مهم را از متن اپیزود استخراج می‌کند.

تحلیل این اپیزود

تکمیل این اپیزود

اگر مهمان یا اسپانسری جا افتاده، از فهرست موجود انتخاب کن یا نام تازه‌ای پیشنهاد بده. پیشنهادها بعد از بررسی مدیر عمومی می‌شوند.

متن منتشرشده توسط پادکستر

توضیحات اپیزود

شهریار سخن – اجرای خصوصی محمدرضا شجریان، محمدرضا لطفی، شهریار و هوشنگ ابتهاج – ۲۲ اسفند ۱۳۵۵ در ابتدا دکلمه‌ی شعری از شهریار توسط شجریان را می‌شنویم، سپس شهریار با تار لطفی چند بیتی به ترکی می‌خواند و در انتها شجریان با تار لطفی همان شعر ابتدایی را می‌خواند. سپاس فراوان از فواد سمیعی و استودیو المپیک بابت پالایش این اثر سپاس فراوان از مهدی فتحی جهت طراحی کاور برای این اجرا اگر چه رند و خراب و گدای خانه به دوشم گدایی در جانان به سلطنت نفروشم چو دیگجوش فقیران بر آتشم من و جمعی گرسنه غم عشقند و عاشقند به جوشم بریشم طرب چنگ آسمانم و چون چنگ به زخمه‌ای که خراشد رگم چرا نخروشم فلک دوتا شده بیند که من بدین تن لاغر چگونه بار امانت نهاده‌اند به دوشم چگونه پند نیوشم به گوش هوش که خود عشق نهاده پنبه به حکمت به گوش پند نیوشم اگر جمال تو باشد به جسم و جان همه چشمم وگر پیام تو آید به جان و دل همه گوشم سزد که ناز فروشم به عالم از سر مستی که مست باده عشق و خمار و باده فروشم اگر جهان همه نیش است غم نمی‌خورم اما به شرط آن که رسد شکّری از آن لب نوشم شبی که هوش دلم زد سروش عرش،صلایی هنوز گوش به زنگ همان صلای سروشم تو شهریار بیان از سکوت نیم شب آموز گمان مبر که گرم لب تکان نخورد خموشم با شجریان و لطفی در محضر شهریار امشب، پس از چند ساعت حافظ خوانی، سایه از آن گنجینه اسرار، نواری ممتع گذاشت. سایه و شجریان و لطفی به دیدار شهریار در تهران می روند در سال ۱۳۵۵… چه ساز درخشانی می زند لطفی! شهریار به وجد آمده و مرتب «به به! به به!» می گوید. شهریار هم خوب ساز می زد و هم خوب موسیقی ایرانی رو می شناخت. این سازی که لطفی تو نوار داره می زنه، سازیه که دست آقای حسینقلی بود. سبکش هم اینجا مثل آقا حسینقلیه. تا لطفی دو تا مضراب زد، شهریار به من گفت: سایه جان! سایه جان! مثل آقای حسینقلی می زنه (حالت شهریار را تقلید می کند). کمی که استاد لطفی ساز می زند، شهریار آواز سوخته ای می خواند. گل از گل سایه شکفته است. کیف می کند… شهریار در پایان آواز کوتاهش به استاد شجریان می گوید: «اگه صدا داشتم دکانتو تخته می کردم.» و استاد شجریان می خندد. سایه هم غش غش می خندد. هم در نوار و هم نزد ما! استاد شجریان شروع می کند به خواندن اگه چه رند و خراب و گدای خانه به دوشم چه عیشی می کرد شهریار! به به چه چه از دهنش نمی افتاد. اصلا فکر نمی کرد چنین ساز و آوازی بشنوه. این ساز که لطفی داره می زنه رو عینا آقای حسینقلی زده که من دارم نوارشو. توجه می کنید شجریان چه آواز زلالی داره؟ سرش را تکان می دهد… شهریار دوباره به‌به غرایی می گوید و سایه می خندد. می بینید چقدر ذوق می کنه شهریار! شهریار به شجریان گفت: آقای شجریان! شما افشاری هم یاد گرفتی؟ بلدی افشاری بخونی؟ (لحن شهریار را تقلید می کند). طفلک شجریان سرخ شد و سرشو پایی انداخت و گفت: بله استاد! پیر پرنیان اندیش در صحبت سایه – صفحه ۴۷۰

نظرها

هنوز نظری نوشته نشده.