پادگرد
کاور Golhaye Shajarian - Golhaye Rangarang 544B
خصوصی

Golhaye Shajarian - Golhaye Rangarang 544B

۲۵ مهر ۱۴۰۰ · 47 دقیقه

شنیدن و نگه‌داشتن این اپیزود

پخش را شروع کن؛ هنگام رفتن به صفحه‌های دیگر هم ادامه پیدا می‌کند.

برای خواندن و مرور دوباره

گفت‌وگو را به متن همراهت تبدیل کن

متن کامل و خوانای این اپیزود در Word و PDF، همراه با نقشهٔ تصویری موضوعات.

دریافت متن کامل اپیزود

کتابخانه و بازخورد

برای شناخت بهتر پیش از شنیدن

این اپیزود هنوز بررسی عمیق نشده است

در اپیزودهای بررسی‌شده، پادگرد خلاصه، محورهای گفتگو، فصل‌های قابل پخش و پرسش‌های مهم را از متن اپیزود استخراج می‌کند.

تحلیل این اپیزود

تکمیل این اپیزود

اگر مهمان یا اسپانسری جا افتاده، از فهرست موجود انتخاب کن یا نام تازه‌ای پیشنهاد بده. پیشنهادها بعد از بررسی مدیر عمومی می‌شوند.

متن منتشرشده توسط پادکستر

توضیحات اپیزود

گل‌های رنگارنگ ۵۴۴ب - آواز ابوعطا گل‌های شجریان (۳۶) خوانندگان: محمدرضا شجریان، عبدالوهاب شهیدی و الهه سه‌تار: احمد عبادی تار: جلیل شهناز ویولن: همایون خرم تنبک: امیرناصر افتتاح آهنگساز: جواد معروفی گوینده: روشنک غزل آواز: نظامی و پژمان بختیاری شعر تصنیف: معینی کرمانشاهی بهار من اكنون كه گشته خزان گرفته چو عمرم غبار زمان چرا ننویسم حكایت خود كنون كه بخواندم كتاب جهان چرا كه ننالم كه محرم و یاری از آن همه یاران نمانده مرا چرا كه نسوزم كه شمع مرادی ز لاله عذاران نمانده مرا تهی شده جامم ز باده چرا زمانه مرادم نداده چرا چو بزمی گیرد ز شمعی گرمی چه شوری در دل گذارد ز بس نیرنگ و ریا برخیزد جدایی آرد به جای وفا در این بازار فسون و ریا دریغا گم شد بهای صفا مرا كز غم جام لبریزم چرا نكنم رو به سوی خدا كه جز او نداند دوای مرا كه او می بیند رضای مرا چرا كه ننالم كه محرم و یاری از آن همه یاران نمانده مرا چرا كه نسوزم كه شمع مرادی ز لاله عذاران نمانده مرا تهی شده جامم ز باده چرا زمانه مرادم نداده چرا ********* مرا پرسی كه چونی چونم ای دوست جگر پر درد و دل پر خونم ای دوست نگفتی گر بیفتی گیرمت دست از این افتاده تر كه اكنونم ای دوست شنیدم عاشقان را می نوازی مگر من زان میان بیرونم ای دوست ********* دوستان فصل بهار است صفا باید کرد دامن عقل در این هفته رها باید کرد سخن از باده کند زمزمه باد صبا گوش بر زمزمه باد صبا باید کرد عقل را با سر آشفته دلان سازش نیست راستی پیروی از عقل چرا باید کرد نوبهار است و جوانید و نشاطی دارید همه دانید که چه گویم چه ها باید کرد وحشی آسا به دل سبزه مکان باید جست خویش را از ادب خشک جدا باید کرد تا شود کام دلی حاصل ازین چند صبا آنچه از دست برآید به خدا باید کرد

نظرها

هنوز نظری نوشته نشده.