
شنیدن و نگهداشتن این اپیزود
پخش را شروع کن؛ هنگام رفتن به صفحههای دیگر هم ادامه پیدا میکند.
برای خواندن و مرور دوباره
گفتوگو را به متن همراهت تبدیل کن
متن کامل و خوانای این اپیزود در Word و PDF، همراه با نقشهٔ تصویری موضوعات.
کتابخانه و بازخورد
برای شناخت بهتر پیش از شنیدن
این اپیزود هنوز بررسی عمیق نشده است
در اپیزودهای بررسیشده، پادگرد خلاصه، محورهای گفتگو، فصلهای قابل پخش و پرسشهای مهم را از متن اپیزود استخراج میکند.
تحلیل این اپیزودتکمیل این اپیزود
اگر مهمان یا اسپانسری جا افتاده، از فهرست موجود انتخاب کن یا نام تازهای پیشنهاد بده. پیشنهادها بعد از بررسی مدیر عمومی میشوند.
متن منتشرشده توسط پادکستر
توضیحات اپیزود
آیینهی اوهام – اجرای خصوصی در نوا آواز: محمدرضا شجریان سهتار: پرویز مشکاتیان نی: محمد موسوی این آلبوم غیررسمی از اجراهای خصوصی منتشرنشدۀ زندهیادان محمدرضا شجریان و پرویز مشکاتیان، شامل ساز و آوازی مفصل است در دستگاه نوا، بر روی غزل حافظ با مطلع «عکس روی تو چو در آینۀ جام افتاد/ عارف از خندۀ می در طمع خام افتاد». مرحوم مشکاتیان در این محفل سهتار نواخته و نیِ محمد موسوی با ساز او همنواز شده است. در خاتمۀ این اجرا، که سعی شده ضبط آن تا حدی پالایش صوتی شود، قطعات و تصانیفی ضربی نیز میشنویم. عکس روی تو چو در آینهی جام افتاد عارف از خندهی مِی در طمعِ خام افتاد حُسنِ روی تو به یک جلوه که در آینه کرد اینهمه نقش در آیینهی اوهام افتاد اینهمه عکس مِی و نقش مخالف که نمود یک فروغِ رخ ساقیست که در جام افتاد غیرت عشق زبانِ همه خاصان ببرید کز کجا سِرّ غمش در دهن عام افتاد هر دمش با منِ دلسوخته لطفی دگر است این گدا بین، که چه شایستهی اِنعام افتاد زیر شمشیرِ غمش رقصکنان باید رفت کان که شد کشتهی او نیک سرانجام افتاد در خم زلف تو آویخت دل از چاه زنخ آه! کز چاه برون آمد و در دام افتاد آن شد ای خواجه که در صومعه بازم بینی کار ما با رُخ ساقی و لب جام افتاد من زِ مسجد به خرابات نه خود افتادم اینم از عهد اَزَل حاصل فرجام افتاد چه کند کز پی دوران نرود، چون پرگار؟ هرکه در دایرهی گردش ایّام افتاد صوفیان جمله حریفاند و نظرباز؛ ولی زین میان حافظِ دلسوخته بدنام افتاد گر به تو افتدم نظر چهره به چهره رو برو شرح دهم غم تو را نکته به نکته مو به مو از پی ديدن رخت همچو صبا فتاده ام خانه به خانه در به در کوُچه به کوچه کو به کو ميرود از فراق تو خون دل از دو ديدهام دجله به دجله يم به يم چشمه به چشمه جو به جو یارا تو کجا و ما کجاییم تو یار کهای و ما توراییم چون من شدهام به کوی تو مست وی را نتوان گرفت و در دست ماییم و نوای بینوایی بسم لله اگر حریف مایی ما را همه شب نمیبرد خواب ای خفته روزگار دریاب در بادیه تشنگان بمردند وز حله به کوفه میرود آب
نظرها
هنوز نظری نوشته نشده.
