
شنیدن و نگهداشتن این اپیزود
پخش را شروع کن؛ هنگام رفتن به صفحههای دیگر هم ادامه پیدا میکند.
برای خواندن و مرور دوباره
گفتوگو را به متن همراهت تبدیل کن
متن کامل و خوانای این اپیزود در Word و PDF، همراه با نقشهٔ تصویری موضوعات.
کتابخانه و بازخورد
برای شناخت بهتر پیش از شنیدن
این اپیزود هنوز بررسی عمیق نشده است
در اپیزودهای بررسیشده، پادگرد خلاصه، محورهای گفتگو، فصلهای قابل پخش و پرسشهای مهم را از متن اپیزود استخراج میکند.
تحلیل این اپیزودتکمیل این اپیزود
اگر مهمان یا اسپانسری جا افتاده، از فهرست موجود انتخاب کن یا نام تازهای پیشنهاد بده. پیشنهادها بعد از بررسی مدیر عمومی میشوند.
متن منتشرشده توسط پادکستر
توضیحات اپیزود
گلهای تازه ۲۳ – آواز ابوعطا گلهای شجریان (۴۵) خوانندگان: محمدرضا شجریان و الهه تار: جلیل شهناز ضرب: امیرناصر افتتاح شاعر: رهی معیری شاعر تصنیف:معینی کرمانشاهی گوینده: فخری نیکزاد چو نی به سینه خروشد دلی که من دارم به ناله گرم بود محفلی که من دارم بیا و اشک مرا چاره کن که همچو حباب به روی آب بود منزلی که من دارم به خون نشستهام از جانستانی دل خویش درون سینه بود قاتلی که من دارم ز شرم عشق خموشم کجاست گریۀ شوق که با تو شرح دهد مشکلی که من دارم رهی چون شمع فروزان گَرَم بسوزانند زبان شکوه ندارد دلی که من دارم نمانده چرا در زمانۀ ما رنگ مهر و وفا عشق و صدق و صفایی خدایا، خدایا، خدایا کِشد به کجا کارِ اهلِ صفا ای رقمزن ما تا به کی ناروایی خدایا، خدایا، خدایا کجا بگریزم که غم نشناسد نشان مرا چه چاره کنم تا زمانه بفهمد زبان مرا غمم به سر و آتشم به دل و بسته لب ناله کردم دلی نشود تا خبر ز غمم نیمه شب ناله کردم به جلوه همی در دل جمع خوبان نشسته تویی به شکوه همی در پی عمر کوته فتاده منم به خنده همی دامن از دست یاران کشیده تویی به گریه همی سر به دامان صحرا نهاده منم دگر چه بود لطف این زندگانی تهی چون شود ساغر مهربانی نمانده چرا در زمانۀ ما رنگ مهر و وفا عشق و صدق و صفایی خدایا خدایا خدایا کِشد به کجا کارِ اهلِ صفا ای رقمزن ما تا به کِی ناروایی خدایا خدایا خدایا
نظرها
هنوز نظری نوشته نشده.
