پادگرد
کاور Morghe Homayoun - Shajarian, Mousavi, Sharif & Malek
خصوصی

Morghe Homayoun - Shajarian, Mousavi, Sharif & Malek

۲۷ بهمن ۱۴۰۱ · 47 دقیقه

شنیدن و نگه‌داشتن این اپیزود

پخش را شروع کن؛ هنگام رفتن به صفحه‌های دیگر هم ادامه پیدا می‌کند.

برای خواندن و مرور دوباره

گفت‌وگو را به متن همراهت تبدیل کن

متن کامل و خوانای این اپیزود در Word و PDF، همراه با نقشهٔ تصویری موضوعات.

دریافت متن کامل اپیزود

کتابخانه و بازخورد

برای شناخت بهتر پیش از شنیدن

این اپیزود هنوز بررسی عمیق نشده است

در اپیزودهای بررسی‌شده، پادگرد خلاصه، محورهای گفتگو، فصل‌های قابل پخش و پرسش‌های مهم را از متن اپیزود استخراج می‌کند.

تحلیل این اپیزود

تکمیل این اپیزود

اگر مهمان یا اسپانسری جا افتاده، از فهرست موجود انتخاب کن یا نام تازه‌ای پیشنهاد بده. پیشنهادها بعد از بررسی مدیر عمومی می‌شوند.

متن منتشرشده توسط پادکستر

توضیحات اپیزود

مرغ همایون اجرای خصوصی در سه‌گاه آواز: محمدرضا #شجریان تار: فرهنگ #شریف نی: محمد #موسوی تنبک: جهانگیر #ملک ای صبا نکهتی از خاک ره یار بیار ببر اندوه دل و مژده گلزار بیار نکته روح فزا از دهن دوست بگو نامه خوش خبر از عالم اسرار بیار تا معطر کنم از لطف نسیم تو مشام شمه ای از نفحات نفس یار بیار به وفای تو که خاک ره آن یار عزیز بی غباری که پدید آید از اغیار بیار گردی از رهگذر دوست به کوری رقیب بهر آسایش این دیده خون بار بیار خامی و ساده دلی شیوه جانبازان نیست خبری از بر آن دلبر عیار بیار شکر آن را که تو در عشرتی ای مرغ چمن به اسیران قفس مژده گلزار بیار روزگاری است که دل چهره مقصود ندید ساقیا آن قدح آینه کردار بیار ***** خستگان را چو طلب باشد و قوت نبود گر تو بیداد کنی شرط مروت نبود ما جفا از تو ندیدیم و تو خود نپسندی آنچه در مذهب ارباب طریقت نبود خیره آن دیده که آبش نبرد گریه عشق تیره آن دل که در او شمع محبت نبود دولت از مرغ همایون طلب و سایه او ز آنکه با زاغ و زغن شهپر دولت نبود ***** دلم تنگه نذونم صبر کردن ز دلتنگی شدم رازی به مردن ز شرم روی تو مو در حجابم نذونم عرض حالم با تو کردن ***** دلا چونی دلا چونی دلا چون همه خونی همه خونی همه خون ز بهر لیلی سیمین عذاری چو مجنونی چو مجنونی چو مجنون ***** الهی آتش عشقم به جان زن شرر ز آن شعله بر استخوان زن چو شمعم برفروز از آتش عشق بر آن آتش دلم پروانه سان زن به عالم کس مبادا چون مو آیین به آیین کس نبودستی به آیین هر آنکه حال موش باور نمی بو مو آیین بی مو آیین بی مو آیین ***** من از روز ازل دیوانه بودم دیوانه روی تو سرگشته کوی تو سرخوش از باده مستانه بودم در عشق و مستی افسانه بودم نالان از تو شد چنگ و عود من تار موی تو تار و پود من دیوانه مدهوشم ساغر نوشم زچشمه نوش تو هستی دهد ما را گلرخسارا بهار آغوش تو چو به ما نگری غم دل ببری که از باده نوشین تری سوزم همچو گل از سودای دل دل رسوای تو من رسوای دل گرکه به خاک و خون کشیدی مرا روزی که دیدی مرا بازآ که در شام غمم صبح امیدی مرا

نظرها

هنوز نظری نوشته نشده.