پادگرد
کاور Karaneh-YE Zaman - Mohammadreza Lotfi & Nasser Farhangfar
خصوصی

Karaneh-YE Zaman - Mohammadreza Lotfi & Nasser Farhangfar

۱۹ فروردین ۱۴۰۲ · 1 ساعت و 0 دقیقه

شنیدن و نگه‌داشتن این اپیزود

پخش را شروع کن؛ هنگام رفتن به صفحه‌های دیگر هم ادامه پیدا می‌کند.

برای خواندن و مرور دوباره

گفت‌وگو را به متن همراهت تبدیل کن

متن کامل و خوانای این اپیزود در Word و PDF، همراه با نقشهٔ تصویری موضوعات.

دریافت متن کامل اپیزود

کتابخانه و بازخورد

برای شناخت بهتر پیش از شنیدن

این اپیزود هنوز بررسی عمیق نشده است

در اپیزودهای بررسی‌شده، پادگرد خلاصه، محورهای گفتگو، فصل‌های قابل پخش و پرسش‌های مهم را از متن اپیزود استخراج می‌کند.

تحلیل این اپیزود

تکمیل این اپیزود

اگر مهمان یا اسپانسری جا افتاده، از فهرست موجود انتخاب کن یا نام تازه‌ای پیشنهاد بده. پیشنهادها بعد از بررسی مدیر عمومی می‌شوند.

متن منتشرشده توسط پادکستر

توضیحات اپیزود

کرانه‌ی زمان اجرای خصوصی در اصفهان ، دشتی ، شور ، همایون و چهارگاه کمانچه و سه‌تار: محمدرضا لطفی تنبک و آواز: ناصر فرهنگ‌فر بداهه‌نوازی در منزل مهران لطفی – ۳ آبان ۱۳۷۲ چون مُرده شوم، خاکِ مرا گُم سازید احوالِ مرا عبرتِ مردم سازید خاک تن من به باده آعشته کنید وَز کالبدم خشتِ سَرِ خُم سازید نامدگان و رفتگان از دو کرانه‌ی زمان سوی تو می‌دوند هان! ای تو همیشه در میان آه که می‌زند برون از سر و سینه موج خون من چه کنم که از درون دست تو می‌کشد کمان ز گلبن چید گل‌چینی گلی را شنید از پی صدای بلبلی را تو خرسندی گلی چیدی و رفتی ندانستی که آزردی دلی را گریه می‌گیردم از بیهوده خندیدن گل که همین خنده شود خود سبب چیدن گل چه نیازی‌ست به چیدن ، که دل انگیزتر است بر سر ساقه‌ی فیروزه نشان ، دیدن گل چمن و باغ و درختان ، همه در وجد آیند زین به هر سوی گراییدن و رقصیدن گل می‌شکستند که دستی سوی هر گل نرود می‌شنیدند اگر نغمه ی نالیدن گل آنقدر زود شود پرپر و بر باد رود که نماند به کسی فرصت بوییدن گل از لای شکاف شاخه‌ی گل دزدیده دراو نگاه کردم می داد به باد زلف و می گفت روز همه را سیاه کردم فهمید کسی کنار باغ است چون خنده‌ی قاه قاه کردم بلبلی برگِ گُلی خوش رنگ در منقار داشت و اندر آن شور و نوا خوش نغمه‌هایِ زار داشت گفتمش در عین وصل، این ناله و فریاد چیست؟ گفت ما را جلوهٔ معشوق در این کار داشت گر نظری هست و نه بر روی توست، بر خطاست‏ ور گذری هست و نه در کوی توست، نابجاست آنکه بسنجید رخت را به ماه ز اشتباه‏ گفت که هم سنگ ترازوی توست‏، از تو کاست نه در مسجد گذارندم که رندم نه در میخانه، کاین خمار خام است! برای مسجد و میخانه راهی ست غریبم عاشقم کاین ره کدام است؟

نظرها

هنوز نظری نوشته نشده.