پادگرد
کاور Dele Divaneh - Mohammadreza Lotfi & Nasser Farhangfar
خصوصی

Dele Divaneh - Mohammadreza Lotfi & Nasser Farhangfar

۱۱ اردیبهشت ۱۴۰۲ · 54 دقیقه

شنیدن و نگه‌داشتن این اپیزود

پخش را شروع کن؛ هنگام رفتن به صفحه‌های دیگر هم ادامه پیدا می‌کند.

برای خواندن و مرور دوباره

گفت‌وگو را به متن همراهت تبدیل کن

متن کامل و خوانای این اپیزود در Word و PDF، همراه با نقشهٔ تصویری موضوعات.

دریافت متن کامل اپیزود

کتابخانه و بازخورد

برای شناخت بهتر پیش از شنیدن

این اپیزود هنوز بررسی عمیق نشده است

در اپیزودهای بررسی‌شده، پادگرد خلاصه، محورهای گفتگو، فصل‌های قابل پخش و پرسش‌های مهم را از متن اپیزود استخراج می‌کند.

تحلیل این اپیزود

تکمیل این اپیزود

اگر مهمان یا اسپانسری جا افتاده، از فهرست موجود انتخاب کن یا نام تازه‌ای پیشنهاد بده. پیشنهادها بعد از بررسی مدیر عمومی می‌شوند.

متن منتشرشده توسط پادکستر

توضیحات اپیزود

دل دیوانه اجرای خصوصی در شور مرکب و بیات ترک ۲۲ خرداد ۱۳۶۲، منزل یوسف موسوی‌زاده سه‌تار و آواز: محمدرضا لطفی تنبک و آواز: ناصر فرهنگ‌فر طراح عکس روی کاور: مسعود عمویی در این شب چندین اجرای خصوصی ضبط شده که قسمتی ازین اجرا در آلبوم «همیشه در میان» به صورت آلبوم رسمی منتشر شده است. قسمت افشاری این شب را قبلا در آلبوم افشار منتشر کرده بودیم. آلبوم پیش رو مربوط به بقیه‌ی اجراهای این شب است. که بخش اول در دشتی، شور و ابوعطاست. بخش دوم در بیات ترک اجرا شده که قبلا حدود ۱۰ دقیقه از آن در آلبوم صدسال سه‌تار نشر ماهور منتشر شده بود. ممکن است اجراهای دیگری هم در این شب ضبط شده باشد ولی طبق آرشیو آرش فرهنگ‌فر فقط همین اجراها در اختیار ماست. غم عشقت بیابان پرورم کرد هوای بخت بی‌بال و پرم کرد بمو گفتی صبوری کن صبوری صبوری طرفه خاکی بر سرم کرد ************** دلی دیرم خریدار محبت کز او گرم است بازار محبت لباسی بافتم بر قامت دل زپود محنت و تار محبت ************** هر که را که بخت، دیده می‌دهد، در رخ تو بیننده می‌کند وان که می‌کند سیر صورتت، وصف آفریننده می‌کند هر گه از درش خیمه می‌کنم، جامه می‌درم، نعره می‌زنم من به حال دل گریه می‌کنم، دل به کار من خنده می‌کند ************** ساقیا! بده جامی، زان شراب روحانی تا دمی بیاسایم... ************** دل دیوانه از آن شد که نصیحت شِنَوَد مگرش هم ز سرِ زلفِ تو زنجیر کنم صَنَما با غمِ عشقِ تو چه تدبیر کنم؟ تا به کِی در غمِ تو نالهٔ شبگیر کنم؟ ************** دل بردی از من به یغما ای ترک غارتگر من دیدی چه آوردی ای دوست از دست دل بر سر من اول دلم را صفا داد آیینه‌ام را جلا داد آخر به باد فنا داد عشق تو خاکستر من ************** به حریم خلوت خود شبی چه شود نهفته بخوانیم به کنار من بنشینی و به کنار خود بنشانیم من اگر چه پیرم و ناتوان تو ز آستان خودت مران که گذشته در رهت ای صنم همه روزگار جوانیم ************** هر که را که بخت، دیده می‌دهد، در رخ تو بیننده می‌کند وان که می‌کند سیر صورتت، وصف آفریننده می‌کند هر گه از درش خیمه می‌کنم، جامه می‌درم، نعره می‌زنم من به حال دل گریه می‌کنم، دل به کار من خنده می‌کند گاه می‌دهد جام می به جم، گاه می‌زند پشت پا به غم پیر می فروش از سر کرم، کارهای ارزنده می‌کند گر در این چمن من به بوی یار، زندگی کنم بس عجب مدار کز شمیم خود باد نوبهار، خاک مرده را زنده می‌کند

نظرها

هنوز نظری نوشته نشده.