
شنیدن و نگهداشتن این اپیزود
پخش را شروع کن؛ هنگام رفتن به صفحههای دیگر هم ادامه پیدا میکند.
برای خواندن و مرور دوباره
گفتوگو را به متن همراهت تبدیل کن
متن کامل و خوانای این اپیزود در Word و PDF، همراه با نقشهٔ تصویری موضوعات.
کتابخانه و بازخورد
برای شناخت بهتر پیش از شنیدن
این اپیزود هنوز بررسی عمیق نشده است
در اپیزودهای بررسیشده، پادگرد خلاصه، محورهای گفتگو، فصلهای قابل پخش و پرسشهای مهم را از متن اپیزود استخراج میکند.
تحلیل این اپیزودتکمیل این اپیزود
اگر مهمان یا اسپانسری جا افتاده، از فهرست موجود انتخاب کن یا نام تازهای پیشنهاد بده. پیشنهادها بعد از بررسی مدیر عمومی میشوند.
متن منتشرشده توسط پادکستر
توضیحات اپیزود
ای پیک پیخجسته اجرای خصوصی در همایون آواز: محمدرضا #شجریان ویولن: دکتر فخر این کار برای جناب موسوی اجرا شده است، گویا مشکلی داشتند و در جمع نبودند... ای پیک پی خجسته که داری نشان دوست بــا مــا مــگـو بـجـز سـخـن دل نـشـان دوسـت حـال از دهـان دوسـت شنیدن چه خوش بود یــا از دهــان آن کـه شـنـیـد از دهـان دوسـت ای یـــار آشـــنــا عــلــم کــاروان کــجــاســت تــا ســر نــهــیــم بــر قــدم ســاربـان دوسـت گــر زر فــدای دوســت کــنــنــد اهـل روزگـار مــا ســر فــدایِ پــایِ رسـالـت رسـان دوسـت دردا و حــســرتــا کــه عـنـانـم ز دسـت رفـت دسـتـم نـمـیرسـد کـه بـگـیـرم عـنان دوست رنـجـور عـشـق دوسـت چـنـانـم که هر که دید رحــمــت کــنــد مـگـر دل نـامـهـربـان دوسـت گــر دوســت بــنــده را بــکــشــد ور بــپـرورد تــسـلـیـم از آن بـنـده و فـرمـان از آن دوسـت گــر آســتــیــن دوسـت بـیـفـتـد بـه دسـت مـن چـنـدان کـه زنـدهام سـر من وآستان دوست بـی حـسـرت از جـهـان نـرود هـیـچ کس به در الــا قتیل عـشـق بـه تـیـر از کـمـان دوسـت بعد از تو هیچ در دل سعدی گذر نکرد وان کیست در جهان که بگیرد مکان دوست ****** بشم واشم ازین عالم بدر شم بشم از چین و ما چین دورتر شم بر دلدار پیغامی فرستم که گر دوری خوشه من دورتر شم به این بی آشنایی برکیاشم به این بی خانمانی برکیاشم همه گر مو برونند واته آیم ته از در گر برونی برکیاشم سر کویت بتا چند آیم و شم ز وصلت بی نوا چند آیم و شم سر کویت برای دیدن تو نترسی از خدا چند آیم و شم ******* آب حیات منست خاک سر کوی دوست گر دو جهان خرمیست ما و غم روی دوست ولوله در شهر نیست جز شکن زلف یار فتنه در آفاق نیست جز خم ابروی دوست گر متفرق شود خاک من اندر جهان باد نیارد ربود گرد من از کوی دوست گر شب هجران مرا تاختن آرد اجل روز قیامت زنم خیمه به پهلوی دوست هر غزلم نامهایست صورت حالی در او نامه نوشتن چه سود چون نرسد سوی دوست
نظرها
هنوز نظری نوشته نشده.
