
شنیدن و نگهداشتن این اپیزود
پخش را شروع کن؛ هنگام رفتن به صفحههای دیگر هم ادامه پیدا میکند.
برای خواندن و مرور دوباره
گفتوگو را به متن همراهت تبدیل کن
متن کامل و خوانای این اپیزود در Word و PDF، همراه با نقشهٔ تصویری موضوعات.
کتابخانه و بازخورد
برای شناخت بهتر پیش از شنیدن
این اپیزود هنوز بررسی عمیق نشده است
در اپیزودهای بررسیشده، پادگرد خلاصه، محورهای گفتگو، فصلهای قابل پخش و پرسشهای مهم را از متن اپیزود استخراج میکند.
تحلیل این اپیزودتکمیل این اپیزود
اگر مهمان یا اسپانسری جا افتاده، از فهرست موجود انتخاب کن یا نام تازهای پیشنهاد بده. پیشنهادها بعد از بررسی مدیر عمومی میشوند.
متن منتشرشده توسط پادکستر
توضیحات اپیزود
بت چین – محمدرضا شجریان ، محمدرضا لطفی و گروه شیدا به پای خویشتن آیند عاشقان به کمندت که هر که را تو بگیری ز خویشتن برهانی تو پرده پیش گرفتی و ز اشتیاق جمالت ز پردهها به درافتاد رازهای نهانی مرا مپرس که چونی به هر صفت که تو خواهی مرا مگوی که چه نامی به هر لقب که تو خوانی بر آتش تو نشستیم و دود شوق برآمد تو ساعتی ننشستی که آتشی بنشانی من ای صبا ره رفتن به کوی دوست ندانم تو میروی به سلامت سلام من برسانی ندانمت به حقیقت که در جهان به که مانی جهان و هر چه در او هست صورتند و تو جانی ******* ای مه من، ای بت چین، ای صنم لاله رخ و زهره جبین، ای صنم تا به تو دادم دل و دین، ای صنم بر همه کس گشته یقین، ای صنم من ز تو دوری نتوانم دگر وز تو صبوری نتوانم دگر بیا حبیبم، بیا طبیبم هر که تو را دید، ز خود دل برید رفت ز خود تا که رخت را بدید تیر غمت چون به دل من رسید همچو بگفتم که همه کس شنید من ز تو دوری نتوان دگر وز تو صبوری نتوانم دگر ای نفس قدس تو احیای من چون تویی امروزه مسیحای من حالت جمعی تو پریشان کنی وای به حال دل شیدای من من ز تو دوری نتوان دگر وز تو صبوری نتوانم دگر بیا حبیبم، بیا طبیبم
نظرها
هنوز نظری نوشته نشده.
