
شنیدن و نگهداشتن این اپیزود
پخش را شروع کن؛ هنگام رفتن به صفحههای دیگر هم ادامه پیدا میکند.
برای خواندن و مرور دوباره
گفتوگو را به متن همراهت تبدیل کن
متن کامل و خوانای این اپیزود در Word و PDF، همراه با نقشهٔ تصویری موضوعات.
کتابخانه و بازخورد
برای شناخت بهتر پیش از شنیدن
این اپیزود هنوز بررسی عمیق نشده است
در اپیزودهای بررسیشده، پادگرد خلاصه، محورهای گفتگو، فصلهای قابل پخش و پرسشهای مهم را از متن اپیزود استخراج میکند.
تحلیل این اپیزودتکمیل این اپیزود
اگر مهمان یا اسپانسری جا افتاده، از فهرست موجود انتخاب کن یا نام تازهای پیشنهاد بده. پیشنهادها بعد از بررسی مدیر عمومی میشوند.
متن منتشرشده توسط پادکستر
توضیحات اپیزود
دیر مغان اجرای خصوصی در شور و ماهور آواز: محمدرضا #شجریان تار: محمدرضا #لطفی اجرایی در فضای باز در زردبند گلعذاری ز گلستان جهان ما را بس ز این چمن سایه ان سرو روان ما را بس من و هم صحبتی اهل ریا دورم باد از گرانان جهان رطل گران ما را بس قصر فردوس به پاداش عمل میبخشند ما که رندیم و گدا دیر مغان ما را بس بنشین بر لب جوی و گذر عمر ببین که این اشارت ز جهان گذران ما را بس نقد بازار جهان بنگر و آزار جهان گر شما را نه بس این سود و زیان ما را بس یار با ما است چه حاجت که زیادت طلبیم دولت صحبت آن مونس جان ما را بس از در خویش خدا را به بهشتم مفرست که سر کوی تو از کون ومکان ما را بس ******* خدا را کم نشین با خرقه پوشان رخ از رندان بی سامان مپوشان در این خرقه بسی آلودگی هست خوشا وقت قبای می فروشان در این صوفی وشان دردی ندیدم که صافی باد عیش درد نوشان تو نازک طبعی و طاقت نیاری گرانی های مشتی دلق پوشان بیا و از غبن این سالوسیان بین صراحی خوندل و بربط خروشان ******* نفس برآمد و کام از تو بر نمی آید فغان که بخت من از خواب در نمی آید صبا به چشم من انداخت خاکی از کویش که آب زندگی ام در نظر نمی آید مقیم زلف تو شد دل که خوش سوادی دید و از آن غریب بلاکش خبر نمی آید بسم حکایت دل هست با نسیم سحر ولی به بخت من امشب سحر نمی آید در این خیال به سر شد زمان عمر و هنوز بلای زلف سیاهش به سر نمی آید
نظرها
هنوز نظری نوشته نشده.
