
شنیدن و نگهداشتن این اپیزود
پخش را شروع کن؛ هنگام رفتن به صفحههای دیگر هم ادامه پیدا میکند.
برای خواندن و مرور دوباره
گفتوگو را به متن همراهت تبدیل کن
متن کامل و خوانای این اپیزود در Word و PDF، همراه با نقشهٔ تصویری موضوعات.
کتابخانه و بازخورد
برای شناخت بهتر پیش از شنیدن
این اپیزود هنوز بررسی عمیق نشده است
در اپیزودهای بررسیشده، پادگرد خلاصه، محورهای گفتگو، فصلهای قابل پخش و پرسشهای مهم را از متن اپیزود استخراج میکند.
تحلیل این اپیزودتکمیل این اپیزود
اگر مهمان یا اسپانسری جا افتاده، از فهرست موجود انتخاب کن یا نام تازهای پیشنهاد بده. پیشنهادها بعد از بررسی مدیر عمومی میشوند.
متن منتشرشده توسط پادکستر
توضیحات اپیزود
رنج خمار اجرای خصوصی در افشاری آواز: محمدرضا: #شجریان سهتار: پرویز: #مشکاتیان شنبه ۴ فروردین ۱۳۶۳ ویلای آقای شیان در جنگلهای مازندران دور از چشم حسودان گر دست دهد خاک کف پای نگارم بر لوح بصر خط غباری بنگارم پروانه او گر رسدم در طلب جان چون شمع همان دم به دمی جان بسپارم گر قلب دلم را ننهد دوست عیاری من نقد روان در دمش از دیده شمارم دامن مفشان از من خاکی که پس از من زین در نتواند که برد خاک غبارم بر بوی کنار تو شدم غرق و امید است از موج سرشکم که رساند به کنارم زلفین سیاه تو به دلداری عشاق دادند قراری و ببردند قرارم امروز مکش سر ز کنار من و اندیش زان شب که من از غم به دعا دست برآرم ای باد از آن باده نسیمی به من آور که ان بوی شفا میدهد از رنج خمارم حافظ لب لعلش چو مرا جان عزیز است عمری بود آن لحظه که جان را به لب آرم مزن بر دل ز نوک غمزه تیرم که پیش چشم بیمارت بمیرم چنان پر شد فضای سینه از دوست که فکر خویش گم شد از ضمیرم قدح پر کن که من از دولت عشق جوانبخت جهانم گرچه پیرم من آن مرغم که هر شام و سحرگاه ز بام عرش می آید صفیرم مبادا جز حساب مطرب و می اگر حرفی کشد کلک دبیرم قراری کرده ام با می فروشان که روز غم به جز ساغر نگیرم چو حافظ گنج او در سینه دارم اگر چه مدعی بیند حقیرم خوشا ان دم که استغنای مستی فراغت بخشد از شاه و دبیرم
نظرها
هنوز نظری نوشته نشده.
