
شنیدن و نگهداشتن این اپیزود
پخش را شروع کن؛ هنگام رفتن به صفحههای دیگر هم ادامه پیدا میکند.
برای خواندن و مرور دوباره
گفتوگو را به متن همراهت تبدیل کن
متن کامل و خوانای این اپیزود در Word و PDF، همراه با نقشهٔ تصویری موضوعات.
کتابخانه و بازخورد
برای شناخت بهتر پیش از شنیدن
این اپیزود هنوز بررسی عمیق نشده است
در اپیزودهای بررسیشده، پادگرد خلاصه، محورهای گفتگو، فصلهای قابل پخش و پرسشهای مهم را از متن اپیزود استخراج میکند.
تحلیل این اپیزودتکمیل این اپیزود
اگر مهمان یا اسپانسری جا افتاده، از فهرست موجود انتخاب کن یا نام تازهای پیشنهاد بده. پیشنهادها بعد از بررسی مدیر عمومی میشوند.
متن منتشرشده توسط پادکستر
توضیحات اپیزود
شکر و شکایت اجرای خصوصی در بیات ترک ۳۱ مرداد ۱۳۶۸ در لندن آواز: محمدرضا #شجریان تار: مجید #درخشانی طراحی هنری: سیما زنگی زان یار دلنوازم شکریست با شکایت گر نکته دان عشقی بشنو تو این حکایت بی مزد بود و منت هر خدمتی که کردم یا رب مباد کس را مخدوم بی عنایت رندان تشنه لب را آبی نمیدهد کس گویی ولی شناسان رفتند از این ولایت در زلف چون کمندش ای دل مپیچ کان جا سرها بریده بینی بی جرم و بی جنایت چشمت به غمزه ما را خون خورد و میپسندی جانا روا نباشد خون ریز را حمایت از هر طرف که رفتم جز وحشتم نیفزود زنهار از این بیابان وین راه بینهایت در این شب سیاهم گم گشت راه مقصود از گوشهای برون آی ای کوکب هدایت ای آفتاب خوبان میجوشد اندرونم از گوشهای برون آی ای کوکب هدایت ******* چو دست بر سر زلفش زنم به تاب رود ور آشتی طلبم با سر عتاب رود شب شراب خرابم کند به بیداری وگر به روز شکایت کنم به خواب رود طریق عشق پرآشوب و فتنه است ای دل بیفتد آن که در این راه با شتاب رود دلا چو پیر شدی حسن و نازکی مفروش که این معامله در عالم شباب رود ******* راهی بزن که آهی بر ساز آن توان زد شعری بخوان که با آن رطل گران توان زد شد رهزن سلامت زلف تو وین عجب نیست گر راه زن تو باشی صد کاروان توان زد درویش را نباشد برگ سرای سلطان ماییم و کهنه دلقی کاتش در آن توان زد بر آستان جانان گر سر توان نهادن گلبانگ سربلندی بر آسمان توان زد
نظرها
هنوز نظری نوشته نشده.
