پادگرد
کاور Bozorgdasht Payvar - Shajarian & Payvar Ensemble
خصوصی

Bozorgdasht Payvar - Shajarian & Payvar Ensemble

۲۴ تیر ۱۴۰۲ · 1 ساعت و 5 دقیقه

شنیدن و نگه‌داشتن این اپیزود

پخش را شروع کن؛ هنگام رفتن به صفحه‌های دیگر هم ادامه پیدا می‌کند.

برای خواندن و مرور دوباره

گفت‌وگو را به متن همراهت تبدیل کن

متن کامل و خوانای این اپیزود در Word و PDF، همراه با نقشهٔ تصویری موضوعات.

دریافت متن کامل اپیزود

کتابخانه و بازخورد

برای شناخت بهتر پیش از شنیدن

این اپیزود هنوز بررسی عمیق نشده است

در اپیزودهای بررسی‌شده، پادگرد خلاصه، محورهای گفتگو، فصل‌های قابل پخش و پرسش‌های مهم را از متن اپیزود استخراج می‌کند.

تحلیل این اپیزود

تکمیل این اپیزود

اگر مهمان یا اسپانسری جا افتاده، از فهرست موجود انتخاب کن یا نام تازه‌ای پیشنهاد بده. پیشنهادها بعد از بررسی مدیر عمومی می‌شوند.

متن منتشرشده توسط پادکستر

توضیحات اپیزود

کنسرت بزرگداشت فرامرز پایور – محمدرضا شجریان و گروه پایور ۲۷ آبان ۱۳۷۹ تالار وحدت تهران آواز دشتی از آرشیو عطا نویدی تار: هوشنگ ظریف نی: حسن ناهید سنتور: سعید ثابت کمانچه: محمد مقدسی عود: محمد دلنوازی قیچک: رضا آبایی تنبک: محمد اسماعیلی بَسَم از هوا گرفتن که پری نماند و بالی به کجا روم ز دستت که نمی‌دهی مَجالی نه رَهِ گُریز دارم نه طریق آشنایی چه غمْ اوفتاده‌ای را که تواند احتیالی همه عمر در فراقت بگذشت و سهل باشد اگر احتمال دارد به قیامت اتصالی چه خوش است در فراقی همه عمر صبر کردن به امید آن که روزی به کف اوفتد وصالی به تو حاصلی ندارد غَمِ روزگار گفتن که شبی ندیده باشی به درازنای سالی ****************** گریه را به مستی بهانه کردم شکوه ها ز دست زمانه کردم آستین چو از چشم برگرفتم سیل خون به دامان روانه کردم نالیۀ دروغی اثر ندارد گریه تا سحر عاشقانه کردم دلا خموشی چرا؟ چو خم نجوشی چرا؟ برون شد از پرده راز تو پرده پوشی چرا؟ از دل همان به، نهفته ماند گفتنش چو نتوان، نگفته ماند فتنه به که یک چند، خفته ماند گنج بر در دل خزانه کردم باغبان چه گویم به من چه ها کرد کینه های دیرینه برملا کرد دست من ز دامان گل رها کرد تا به شاخ گل آشیانه کردم ****************** غَمِ حال دردمندان نه عجب گَرَت نباشد که چنین نرفته باشد همه عمر بر تو حالی سخنی بگوی با من که چُنان اسیرِ عشقم که به خویشتن ندارم ز وجودت اشتغالی چه نشینی ای قیامت بنمای سرو قامت به خلاف سرو بستان که ندارد اعتدالی تو هم این مگوی سعدی که نظر گناه باشد گنه است برگرفتن نظر از چُنین جمالی ****************** چنان در قید مهرت پای بندم که گویی آهوی سر در کمندم گهی بر درد بی درمان بگریم گهی بر حال بی سامان بخندم نه مجنونم که دل بردارم از دوست مده گر عاقلی ای خواجه پندم ****************** حواهم که بر زلفت زلفت زلفت هر دم کشم شانه هر دم زنم شانه ترسم پریشان کند کسی مثل من بسی زلف سرکجت فتانه فتانه، فتانه فتانه خواهم که بر رویت رویت رویت هر دم زنم بوسه هر دم زنم بوسه ترسم که مجنون کند کسی مثل من بسی روی چون مهت دیوانه دیوانه، دیوانه دیوانه یک شب بیا منزل ما حل کن دو صد مشکل ما ای دلبر خوشگل ما دردت به جان ما شد روح و روان ما شد خواهم بر ابرویت رویت رویت هر دم کشم وسمه هر دم کشم وسمه ترسم که نالان کند کسی همچو من بسی موی دلکشت جانانه جانانه، جانانه جانانه خواهم که بر چشمت چشمت چشمت هردم کشم سرمه هردم کشم سرمه ترسم که مفتون کند کسی مثل من بسی چشم نرگست مستانه مستانه، مستانه مستانه یک شب بیا منزل ما حل کن دو صد مشکل ما ای دلبر خوشگل ما دردت به جان ما شد روح و روان ما شد

نظرها

هنوز نظری نوشته نشده.