پادگرد
کاور Golhaye Shajarian - Golhaye Tazeh 128
خصوصی

Golhaye Shajarian - Golhaye Tazeh 128

۲۹ مرداد ۱۴۰۲ · 29 دقیقه

شنیدن و نگه‌داشتن این اپیزود

پخش را شروع کن؛ هنگام رفتن به صفحه‌های دیگر هم ادامه پیدا می‌کند.

برای خواندن و مرور دوباره

گفت‌وگو را به متن همراهت تبدیل کن

متن کامل و خوانای این اپیزود در Word و PDF، همراه با نقشهٔ تصویری موضوعات.

دریافت متن کامل اپیزود

کتابخانه و بازخورد

برای شناخت بهتر پیش از شنیدن

این اپیزود هنوز بررسی عمیق نشده است

در اپیزودهای بررسی‌شده، پادگرد خلاصه، محورهای گفتگو، فصل‌های قابل پخش و پرسش‌های مهم را از متن اپیزود استخراج می‌کند.

تحلیل این اپیزود

تکمیل این اپیزود

اگر مهمان یا اسپانسری جا افتاده، از فهرست موجود انتخاب کن یا نام تازه‌ای پیشنهاد بده. پیشنهادها بعد از بررسی مدیر عمومی می‌شوند.

متن منتشرشده توسط پادکستر

توضیحات اپیزود

#گلهای_شجریان (۷۳) گل‌های تازه ۱۲۸ - آواز بیات اصفهان خوانندگان: محمدرضا #شجریان و #عهدیه سنتور: فرامرز #پایور ویولن: همایون خرم و رحمت‌الله #بدیعی تنبک:‌ محمد #اسماعیلی گوینده: رضا معینی شعر آواز و تصنیف: ابوسعید ابوالخیر دوشینه پی گلاب می‌گردیدم ر طَرف چمن افسرده گلی میان گل‌ها دیدم می‌سوخت چو من گفتم که چه کرده‌ای چنین می‌سوزی پروانه صفت گفتا که در این چمن دمی خندیدم پس وای به من وا فریادا ز عشق وا فریادا کارم به یکی طُرفه نگار افتادا گر داد من شکسته دادا داد ورنه من و عشق هر چه بادا بادا وا فریادا ز عشق وا فریادا جسمم همه اشک گشت و چشمم بگریست در عشق تو بی‌جسم همی باید زیست از من اثری نماند این عشق ز چیست چون من همه معشوق شدم عاشق کیست وا فریادا ز عشق وا فریادا کارم به یکی طُرفه نگار افتادا گر داد من شکسته دادا دادا ورنه من و عشق هر چه بادا بادا وا فریادا ز عشق وا فریادا جسمم همه اشک گشت و چشمم بگریست در عشق تو بی‌جسم همی باید زیست از من اثری نماند این عشق ز چیست چون من همه معشوق شدم عاشق کیست وا فریادا زعشق وا فریادا کارم به یکی طُرفه نگار افتادا گر داد من شکسته دادا دادا ورنه من و عشق هر چه بادا بادا ************ عشق تو بلای دل درویش من است بیگانه نمی‌شود مگر خویش من است گفتم سفری کنم زغم بگریزیم منزل، منزل غم تو در پیش من است در دیده به جای خواب آب است مرا زیرا که به دیدنت شتاب است مرا گویند بخواب تا به خوابش بینی ای بی‌خبران چه جای خواب است مرا در چنگ غم تو دل سرودی نکند پیش تو فغان و ناله سودی نکند نالیم به ناله‌ای که آگه نشوی سوزیم به آتشی که دودی نکند دل جز به ره عشق نپوید هرگز جان جز سخن عشق نگوید هرگز صحرای دلم عشق تو شورستان کرد تا مهر دگر کسی نروید هرگز

نظرها

هنوز نظری نوشته نشده.