پادگرد
کاور Concert in Paris - Shajarian, Lotfi & Khalaj - Segah
خصوصی

Concert in Paris - Shajarian, Lotfi & Khalaj - Segah

۱۰ آذر ۱۴۰۲ · 43 دقیقه

شنیدن و نگه‌داشتن این اپیزود

پخش را شروع کن؛ هنگام رفتن به صفحه‌های دیگر هم ادامه پیدا می‌کند.

برای خواندن و مرور دوباره

گفت‌وگو را به متن همراهت تبدیل کن

متن کامل و خوانای این اپیزود در Word و PDF، همراه با نقشهٔ تصویری موضوعات.

دریافت متن کامل اپیزود

کتابخانه و بازخورد

برای شناخت بهتر پیش از شنیدن

این اپیزود هنوز بررسی عمیق نشده است

در اپیزودهای بررسی‌شده، پادگرد خلاصه، محورهای گفتگو، فصل‌های قابل پخش و پرسش‌های مهم را از متن اپیزود استخراج می‌کند.

تحلیل این اپیزود

تکمیل این اپیزود

اگر مهمان یا اسپانسری جا افتاده، از فهرست موجود انتخاب کن یا نام تازه‌ای پیشنهاد بده. پیشنهادها بعد از بررسی مدیر عمومی می‌شوند.

متن منتشرشده توسط پادکستر

توضیحات اپیزود

کنسرت پاریس (سه‌گاه) ادامه‌ی چشمه‌ی نوش آواز: محمدرضا شجریان سه تار: محمدرضا لطفی تنبک: مجید خلج پاریس، تیر ماه ۱۳۷۲ سه‌گاه از این کنسرت، اجرای دو شب را در اختیار داریم، تا پیش از این نسخه‌ی کاملی از شب اول نداشتیم و تنها نیم ساعت ابتدایی اجرا را جناب امیر نوژن در نت بارگزاری کرده بودند، به لطف جناب مجید جانبازی یک ربع انتهایی این کنسرت هم به دست ما رسید و در اینجا با شما دوستان قسمت میکنیم. شب دوم این کنسرت را در اینجا بشنوید. این اجرا به خاطر شعر تصنیف «غم عشق» مجوز پخش نگرفت، گویا اشکال در این خط از شعر بوده است: بوسه بده از جبین مشنو ای دوست که غیر از تو مرا یاری هست یا شب و روز بجز فکر توام کاری هست به کمند سر زلفت نه من افتادم و بس که به هر حلقه موییت گرفتاری هست هر که عیبم کند از عشق و ملامت گوید تا ندیدست تو را بر منش انکاری هست گر بگویم که مرا با تو سر و کاری نیست در و دیوار گواهی بدهد کاری هست صبر بر جور رقیبت چه کنم گر نکنم همه دانند که در صحبت گل خاری هست نه من خام طمع عشق تو می‌ورزم و بس که چو من سوخته در خیل تو بسیاری هست همه را هست همین داغ محبت که مراست نه که مستم من و در دور تو هشیاری هست عشق سعدی نه حدیثیست که پنهان ماند داستانیست که بر هر سر بازاری هست ******* از بس به تار زلفت دل ها گرفته منزل دل را کجا بجویم؟ یک زلف و این همه دل عزیز دلم، شمع محفلم، یار خوشگلم من از تو جدا نمیشم بیا حبیب دل من من از تو رضا نمیشم مرو یار خوشگل من دل میرود ز دستم صاحب دلان خدا را دردا که راز پنهان خواهد شد آشکارا عزیز دلم، شمع محفلم، یار خوشگلم آه من از تو جدا نمیشم بیا حبیب دل من من از تو رضا نمیشم مرو یار خوشگل من ******* از غم عشق تو ای صنم! روز و شب ناله ها می کنم من وز قد و قامتت هر زمان، صد قیامت به پا می کنم من دست بر زلف تو می زنم، ای جانم، روز خود را سیه می کنم من خیز و به بارم درا، ای جانم، ای حبیب ای صنم، ای مهلقا، دلبرایا با من شیدا نشین بوسه بده از جبین ای جانم ای ببم عشوه به کارم مکن جان گدارا عشوه به کارم نکن دلربایا آیین وفا و مهربانی در شهر شما مگر نباشد؟ حبیبم! گناه من چه بود ای بی مروت تقصیرم چه بود ای بی دمیت دست بر زلف تو می زنم، ای جانم، روز خود را سیه می کنم من

نظرها

هنوز نظری نوشته نشده.