
شنیدن و نگهداشتن این اپیزود
پخش را شروع کن؛ هنگام رفتن به صفحههای دیگر هم ادامه پیدا میکند.
برای خواندن و مرور دوباره
گفتوگو را به متن همراهت تبدیل کن
متن کامل و خوانای این اپیزود در Word و PDF، همراه با نقشهٔ تصویری موضوعات.
کتابخانه و بازخورد
برای شناخت بهتر پیش از شنیدن
این اپیزود هنوز بررسی عمیق نشده است
در اپیزودهای بررسیشده، پادگرد خلاصه، محورهای گفتگو، فصلهای قابل پخش و پرسشهای مهم را از متن اپیزود استخراج میکند.
تحلیل این اپیزودتکمیل این اپیزود
اگر مهمان یا اسپانسری جا افتاده، از فهرست موجود انتخاب کن یا نام تازهای پیشنهاد بده. پیشنهادها بعد از بررسی مدیر عمومی میشوند.
متن منتشرشده توسط پادکستر
توضیحات اپیزود
حیران - اجرای خصوصی جلیل شهناز و حسن کسایی سهگاه و دشتی خدایا کی دگر رویت ببینم نمیدانی دگر در واپسینم هزاران باغ و راغ و بیشه و گل ولی من معتکف در زیرزمینم نی و خط و سهتار و شعر و افیون گرفته وقت من را نازینم هرگز اندیشه نکردم که تو با من باشی چون به دست آمدی ای لقمهی از حوصله بیش تو اگر صاحب نوشی و اگر ضارب نیش دیگران راست که من بی خبرم با تو ز خویش به چه عضو تو زنم بوسه؟ نداند چه کند بر سر سفرهی سلطان چو نشیند درویش همه درخورد وصال تو و من از همه کم همه حیران جمال تو و من از همه بیش میکشی تیغ و ندانی که چه سان میگذریم گرگ در گله ندارد خبر از حالت میش طاووس را بدیدم می کند پر خویش گفتم مکن که پر تو با ریب بافر است بگریست زارزارو مرا گفت ای حکیم آگه نه ای که دشمن جان من این پر است
نظرها
هنوز نظری نوشته نشده.
