پادگرد
کاور Shajarian & Aref Ensemble - Nobate Asheghi 2
خصوصی

Shajarian & Aref Ensemble - Nobate Asheghi 2

۸ اسفند ۱۴۰۴ · 56 دقیقه

شنیدن و نگه‌داشتن این اپیزود

پخش را شروع کن؛ هنگام رفتن به صفحه‌های دیگر هم ادامه پیدا می‌کند.

برای خواندن و مرور دوباره

گفت‌وگو را به متن همراهت تبدیل کن

متن کامل و خوانای این اپیزود در Word و PDF، همراه با نقشهٔ تصویری موضوعات.

دریافت متن کامل اپیزود

کتابخانه و بازخورد

برای شناخت بهتر پیش از شنیدن

این اپیزود هنوز بررسی عمیق نشده است

در اپیزودهای بررسی‌شده، پادگرد خلاصه، محورهای گفتگو، فصل‌های قابل پخش و پرسش‌های مهم را از متن اپیزود استخراج می‌کند.

تحلیل این اپیزود

تکمیل این اپیزود

اگر مهمان یا اسپانسری جا افتاده، از فهرست موجود انتخاب کن یا نام تازه‌ای پیشنهاد بده. پیشنهادها بعد از بررسی مدیر عمومی می‌شوند.

متن منتشرشده توسط پادکستر

توضیحات اپیزود

نوبت عاشقی – محمدرضا شجریان، پرویز مشکاتیان و گروه عارف - اجرای دوم با سپاس فراوان از پوریا پورنیکی برای ارسال این نسخه از کنسرت نسخه‌ای که پیشتر منتشر کرده بودیم کامل نبود و در وسط آواز مجری رادیو به آلمانی صحبت میکرد نقاش کاور: مرجان کشانی آمدی وه که چه مشتاق و پریشان بودم تا برفتی ز برم صورت بی‌جان بودم نه فراموشیم از ذکر تو خاموش نشاند که در اندیشه اوصاف تو حیران بودم بی تو در دامن گلزار نخفتم یک شب که نه در بادیه خار مغیلان بودم زنده می‌کرد مرا دم به دم امید وصال ور نه دور از نظرت کشته هجران بودم به تولای تو در آتش محنت چو خلیل گوییا در چمن لاله و ریحان بودم تا مگر یک نفسم بوی تو آرد دم صبح همه شب منتظر مرغ سحرخوان بودم سعدی از جور فراقت همه روز این می‌گفت عهد بشکستی و من بر سر پیمان بودم ********* گفتم آهن دلی کنم چندی ندهم دل به هیچ دلبندی وان که را دیده در جمال تو رفت هرگزش گوش نشنود پندی خاصه ما را که در ازل بوده‌ست با تو آمیزشی و پیوندی به دلت کز دلت به درنکنم سختتر زین مخواه سوگندی یک دم آخر حجاب یک سو نه تا برآساید آرزومندی کاشکی خاک بودمی در راه تا مگر سایه بر من افکندی چه کند بنده‌ای که از دل و جان نکند خدمت خداوندی سعدیا دور نیک نامی رفت نوبت عاشقی است یک چندی جان و جهان! دوش کجا بوده‌ای؟ نی غلطم، در دل ما بوده‌ای آه که من دوش چه سان بوده‌ام! آه که تو دوش کرا بوده‌ای! رشک برم کاش قبا بودمی چونک در آغوش قبا بوده‌ای زهره ندارم که بگویم ترا « بی من بیچاره چرا بوده‌ای؟! » رنگ رخ خوب تو آخر گواست در حرم لطف خدا بوده‌ای آینه ای، رنگ تو عکس کسیست تو ز همه رنگ جدا بوده‌ای

نظرها

هنوز نظری نوشته نشده.