پادگرد
کاور گلباغ،با دامنی پر از گُل
خوش حالی

گلباغ،با دامنی پر از گُل

۳۱ تیر ۱۴۰۴ · 41 دقیقه

شنیدن و نگه‌داشتن این اپیزود

پخش را شروع کن؛ هنگام رفتن به صفحه‌های دیگر هم ادامه پیدا می‌کند.

برای خواندن و مرور دوباره

گفت‌وگو را به متن همراهت تبدیل کن

متن کامل و خوانای این اپیزود در Word و PDF، همراه با نقشهٔ تصویری موضوعات.

دریافت متن کامل اپیزود

کتابخانه و بازخورد

برای شناخت بهتر پیش از شنیدن

این اپیزود هنوز بررسی عمیق نشده است

در اپیزودهای بررسی‌شده، پادگرد خلاصه، محورهای گفتگو، فصل‌های قابل پخش و پرسش‌های مهم را از متن اپیزود استخراج می‌کند.

تحلیل این اپیزود

تکمیل این اپیزود

اگر مهمان یا اسپانسری جا افتاده، از فهرست موجود انتخاب کن یا نام تازه‌ای پیشنهاد بده. پیشنهادها بعد از بررسی مدیر عمومی می‌شوند.

متن منتشرشده توسط پادکستر

توضیحات اپیزود

گلباغ اسمشه. یه زن کرد، با لهجه‌ی شیرین و صدای بلند و رسا . تا حرف زد و دیدمش برای اولین بار رضایتش از زندگی اومد به چشمم. . نه از کسی گله‌منده، نه توی صداش حسرتی شنیده می‌شه. می‌دونه زحمت کشیده، ولی هیچ‌وقت غصه‌ش رو نخورد. هدفش روشن بوده: بزرگ کردن پسرش… و خوب هم بزرگش کرده. گلباغ به هر خونه‌ای که می‌ره، زحمت صاحب‌خونه رو می‌بینه و براش احترام قائله. یه چیزی تو لهجه‌ش، تو غرورش، منو یاد مادرای قصه‌های علی‌اشرف درویشیان می‌ندازه… از اون زنای کرد که با دست خالی، زندگی می‌سازن. و برای من… یکی از قوی‌ترین صداهایی بود که تا حالا توی «خوش‌حالی» ضبط کردم . ما تو «خوش‌حالی» قصه‌هایی مثل گلباغ زیاد داریم. اگه دوست داشتی، سابسکرایب کن و مارو به یه دوست معرفی کن. 🎧 @khoshhalipodcast

نظرها

هنوز نظری نوشته نشده.