پادگرد
کاور اوج خوش‌حالی افشین، اصالتِ رو‌راست بودن با خودشه
خوش حالی

اوج خوش‌حالی افشین، اصالتِ رو‌راست بودن با خودشه

۱۹ مهر ۱۴۰۴ · 1 ساعت و 7 دقیقه

شنیدن و نگه‌داشتن این اپیزود

پخش را شروع کن؛ هنگام رفتن به صفحه‌های دیگر هم ادامه پیدا می‌کند.

برای خواندن و مرور دوباره

گفت‌وگو را به متن همراهت تبدیل کن

متن کامل و خوانای این اپیزود در Word و PDF، همراه با نقشهٔ تصویری موضوعات.

دریافت متن کامل اپیزود

کتابخانه و بازخورد

برای شناخت بهتر پیش از شنیدن

این اپیزود هنوز بررسی عمیق نشده است

در اپیزودهای بررسی‌شده، پادگرد خلاصه، محورهای گفتگو، فصل‌های قابل پخش و پرسش‌های مهم را از متن اپیزود استخراج می‌کند.

تحلیل این اپیزود

تکمیل این اپیزود

اگر مهمان یا اسپانسری جا افتاده، از فهرست موجود انتخاب کن یا نام تازه‌ای پیشنهاد بده. پیشنهادها بعد از بررسی مدیر عمومی می‌شوند.

متن منتشرشده توسط پادکستر

توضیحات اپیزود

بعد از شنیدن حرف‌های افشین فهمیدم چرا همون روزِ اولی که منو توی تیم دید، تشویقم کرد… وقتی هنوز اسم‌هامون رو نمی‌دونستیم و همدیگه رو نمی‌شناختیم. افشین چون آدم‌ها خوش‌حالِش می‌کنن، همه رو می‌بینه. می‌فهمه کی تازه‌اومده، حتی وسط یه پارک بزرگ با هزار تا دونده. برای افشین، خوش‌حالی یه پازل بزرگه؛ تکه‌تکه، پر از درد و لذت، پر از مسیر. می‌گه حتی سختی‌هاش هم تیکه‌های خوش‌حالی‌ان. در چهل‌سالگی فقط یه دغدغه داره… آزاده بودن. آزاده موندن. و یه‌جور تعهد تازه به زندگی، به لحظه‌های قطعی، به آدم‌ها و کشف‌هاشون. یه‌جا هم می‌گه: «لعنت به سرمایه‌داری، که از ما آدم‌های عجول و پر از باید ساخت.» افشین یه سؤال بزرگ داره… از خودش، و از همه‌ی ما: تعهدت به چیه؟

نظرها

هنوز نظری نوشته نشده.