پادگرد
کاور 314 دوش بیماری چشم تو بِبُرد از دستم
خوانش غزل های حافظ

314 دوش بیماری چشم تو بِبُرد از دستم

۲۴ خرداد ۱۴۰۱ · 1 دقیقه

شنیدن و نگه‌داشتن این اپیزود

پخش را شروع کن؛ هنگام رفتن به صفحه‌های دیگر هم ادامه پیدا می‌کند.

برای خواندن و مرور دوباره

گفت‌وگو را به متن همراهت تبدیل کن

متن کامل و خوانای این اپیزود در Word و PDF، همراه با نقشهٔ تصویری موضوعات.

دریافت متن کامل اپیزود

کتابخانه و بازخورد

برای شناخت بهتر پیش از شنیدن

این اپیزود هنوز بررسی عمیق نشده است

در اپیزودهای بررسی‌شده، پادگرد خلاصه، محورهای گفتگو، فصل‌های قابل پخش و پرسش‌های مهم را از متن اپیزود استخراج می‌کند.

تحلیل این اپیزود

تکمیل این اپیزود

اگر مهمان یا اسپانسری جا افتاده، از فهرست موجود انتخاب کن یا نام تازه‌ای پیشنهاد بده. پیشنهادها بعد از بررسی مدیر عمومی می‌شوند.

متن منتشرشده توسط پادکستر

توضیحات اپیزود

دوش بیماری چشم تو بِبُرد از دستم لیکن از لطفِ لبت صورتِ جان می‌بستم عشق من با خَطِ مشکین تو امروزی نیست دیرگاه است کز این جامِ هِلالی مستم از ثُباتِ خودم این نکته خوش آمد که به جُور در سرِ کویِ تو از پایِ طلب نَنْشَستم عافیت چشم مدار از منِ میخانه نشین که دَم از خدمتِ رندان زده‌ام تا هستم در رَهِ عشق از آن سویِ فنا صد خطر است تا نگویی که چو عمرم به سر آمد، رَسْتَم بعد از اینم چه غم از تیرِ کج اندازِ حسود؟ چون به محبوبِ کمان ابرویِ خود پیوستم بوسه بر دُرجِ عقیقِ تو حلال است مرا که به افسوس و جفا مُهرِ وفا نشکستم صنمی لشکریَم غارتِ دل کرد و بِرَفت آه اگر عاطِفَتِ شاه نگیرد دستم رُتْبَتِ دانشِ حافظ به فلک بَر شده بود کرد غمخواریِ شمشادِ بلندت، پَستم

نظرها

هنوز نظری نوشته نشده.