پادگرد
کاور 343 چِل سال بیش رفت که من لاف می‌زنم
خوانش غزل های حافظ

343 چِل سال بیش رفت که من لاف می‌زنم

۱۳ تیر ۱۴۰۱ · 1 دقیقه

شنیدن و نگه‌داشتن این اپیزود

پخش را شروع کن؛ هنگام رفتن به صفحه‌های دیگر هم ادامه پیدا می‌کند.

برای خواندن و مرور دوباره

گفت‌وگو را به متن همراهت تبدیل کن

متن کامل و خوانای این اپیزود در Word و PDF، همراه با نقشهٔ تصویری موضوعات.

دریافت متن کامل اپیزود

کتابخانه و بازخورد

برای شناخت بهتر پیش از شنیدن

این اپیزود هنوز بررسی عمیق نشده است

در اپیزودهای بررسی‌شده، پادگرد خلاصه، محورهای گفتگو، فصل‌های قابل پخش و پرسش‌های مهم را از متن اپیزود استخراج می‌کند.

تحلیل این اپیزود

تکمیل این اپیزود

اگر مهمان یا اسپانسری جا افتاده، از فهرست موجود انتخاب کن یا نام تازه‌ای پیشنهاد بده. پیشنهادها بعد از بررسی مدیر عمومی می‌شوند.

متن منتشرشده توسط پادکستر

توضیحات اپیزود

چِل سال بیش رفت که من لاف می‌زنم کز چاکرانِ پیرِ مُغان کمترین منم هرگز به یُمنِ عاطِفَتِ پیرِ مِی فروش ساغر تُهی نشد ز مِیِ صافِ روشنم از جاهِ عشق و دولتِ رندانِ پاکباز پیوسته صدرِ مَصطَبِه‌ها بود مَسکَنَم در شانِ من به دُردکَشی ظَنِّ بَد مَبَر کآلوده گشت جامه، ولی پاکدامنم شهبازِ دست پادشهم، این چه حالت است؟ کز یاد بُرده‌اند هوایِ نشیمنم حیف است بلبلی چو من اکنون در این قفس با این لسانِ عَذب، که خامُش چو سوسنم آب و هوای فارس عجب سِفله پرور است کو همرهی؟ که خیمه از این خاک بَرکَنَم حافظ به زیرِ خرقه قَدَح تا به کِی کشی؟ در بزمِ خواجه پرده ز کارَت برافکنم تورانشهِ خجسته که در من یَزیدِ فضل شد مِنَّتِ مَواهب او طوقِ گردنم

نظرها

هنوز نظری نوشته نشده.