پادگرد
کاور 349 دوش سودایِ رَُخَش گفتم ز سر بیرون کُنَم
خوانش غزل های حافظ

349 دوش سودایِ رَُخَش گفتم ز سر بیرون کُنَم

۱۶ تیر ۱۴۰۱ · 1 دقیقه

شنیدن و نگه‌داشتن این اپیزود

پخش را شروع کن؛ هنگام رفتن به صفحه‌های دیگر هم ادامه پیدا می‌کند.

برای خواندن و مرور دوباره

گفت‌وگو را به متن همراهت تبدیل کن

متن کامل و خوانای این اپیزود در Word و PDF، همراه با نقشهٔ تصویری موضوعات.

دریافت متن کامل اپیزود

کتابخانه و بازخورد

برای شناخت بهتر پیش از شنیدن

این اپیزود هنوز بررسی عمیق نشده است

در اپیزودهای بررسی‌شده، پادگرد خلاصه، محورهای گفتگو، فصل‌های قابل پخش و پرسش‌های مهم را از متن اپیزود استخراج می‌کند.

تحلیل این اپیزود

تکمیل این اپیزود

اگر مهمان یا اسپانسری جا افتاده، از فهرست موجود انتخاب کن یا نام تازه‌ای پیشنهاد بده. پیشنهادها بعد از بررسی مدیر عمومی می‌شوند.

متن منتشرشده توسط پادکستر

توضیحات اپیزود

دوش سودایِ رَُخَش گفتم ز سر بیرون کُنَم گفت کو زنجیر؟ تا تدبیرِ این مجنون کُنَم قامتش را سرو گفتم، سر کشید از من به خشم دوستان از راست می‌رَنجَد نِگارم، چون کنم؟ نکته ناسنجیده گفتم دلبرا معذور دار عشوه‌ای فرمای تا من طبع را موزون کنم زردرویی می‌کَشَم زان طبعِ نازک، بی‌گناه ساقیا جامی بده تا چهره را گُلگون کنم ای نسیمِ منزلِ لیلی خدا را تا به کی رَبع را برهم زنم، اَطلال را جیحون کنم من که رَه بُردم به گنجِ حُسنِ بی‌پایان دوست صد گدایِ همچو خود را بعد از این قارون کنم ای مَهِ صاحب قران، از بنده حافظ یاد کن تا دعایِ دولتِ آن حُسنِ روزافزون کنم

نظرها

هنوز نظری نوشته نشده.