پادگرد
کاور 350 به عزمِ توبه سحر گفتم استخاره کُنَم
خوانش غزل های حافظ

350 به عزمِ توبه سحر گفتم استخاره کُنَم

۱۸ تیر ۱۴۰۱ · 1 دقیقه

شنیدن و نگه‌داشتن این اپیزود

پخش را شروع کن؛ هنگام رفتن به صفحه‌های دیگر هم ادامه پیدا می‌کند.

برای خواندن و مرور دوباره

گفت‌وگو را به متن همراهت تبدیل کن

متن کامل و خوانای این اپیزود در Word و PDF، همراه با نقشهٔ تصویری موضوعات.

دریافت متن کامل اپیزود

کتابخانه و بازخورد

برای شناخت بهتر پیش از شنیدن

این اپیزود هنوز بررسی عمیق نشده است

در اپیزودهای بررسی‌شده، پادگرد خلاصه، محورهای گفتگو، فصل‌های قابل پخش و پرسش‌های مهم را از متن اپیزود استخراج می‌کند.

تحلیل این اپیزود

تکمیل این اپیزود

اگر مهمان یا اسپانسری جا افتاده، از فهرست موجود انتخاب کن یا نام تازه‌ای پیشنهاد بده. پیشنهادها بعد از بررسی مدیر عمومی می‌شوند.

متن منتشرشده توسط پادکستر

توضیحات اپیزود

به عزمِ توبه سحر گفتم استخاره کُنَم بهارِ توبه شِکَن می‌رسد چه چاره کُنَم؟ سخن درست بگویم نمی‌توانم دید که مِی خورند حریفان و من نِظاره کنم چو غنچه با لبِ خندان به یادِ مجلسِ شاه پیاله گیرم و از شوق، جامه پاره کنم به دورِ لاله دِماغِ مرا عِلاج کنید گر از میانهٔ بزمِ طَرَب کناره کنم ز رویِ دوست مرا چون گلِ مراد شِکُفت حوالهٔ سَرِ دشمن به سنگِ خاره کنم گدایِ میکده‌ام، لیک وقتِ مستی بین که ناز بر فلک و حکم بر ستاره کنم مرا که نیست رَه و رسمِ لقمه پرهیزی چرا ملامتِ رندِ شرابخواره کنم به تختِ گُل بنشانم بُتی چو سلطانی ز سنبل و سَمَنش، سازِ طوق و یاره کنم ز باده خوردن پنهان مَلول شد حافظ به بانگِ بَربَط و نِی، رازَش آشکاره کنم

نظرها

هنوز نظری نوشته نشده.

پادگرد | پادکست خوانش غزل های حافظ | 350 به عزمِ توبه سحر گفتم استخاره کُنَم